موضوع :شکسته نستعلیق

 

محقق :خانم وحیده عارف


 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

 

بنياد و پيدايش و تطور خط شكسته نستعليق

 

 

 

( سومين خط خاص ايرانيان )

بر زمينه مطالب فصول گذشته و مطالعه در سوابق ومتن قطعات خطوط اين نكته مسلم است كه پس از اينكه خطي روشن بوجود آمد و پسند طبايع شدو بين مردم شايع گرديد كم كم به واسطه كثرت استعمال و سرعت عمل به حفيف آن احتياج افتاده و صورت

 تازه اي از آن خط خود نمائي كرده است ، مانند محقق و ثلث كه از آن يك خط ريزتري بنام ريحان و از آن ديگر خطي بنام ريجان و ز آن ديگر خطي خرد تر بنام رقاع و باز ريزتر از رقاع خط غبارالحلبه پيدا شد . باين اندازه هم اكتفاء نشد ، براي اينكه سرعت وتند نويسي بيشتر بدست آيد ، ا توقيع و رقاع ،خط تعليق ، و از تعليق ، شكسته تعليق پديدآمد كه در خط اخير توانستند بعض كلمات منفصل را متصل و سريعتر و فشرده تر بنويسند .

بر همين اصل پس از ظهور خط نستعليق ، خط شكسته نستعليق در ميان نويسندگان ايراني و منشيان و خوشنويسان رايج و متداول گرديده است .

شكسته نستعليق ، درآغاز فاصله و اختلاف زياد با اصل خود نداشت و همان نستعليق بود كه بعض حروفش در نتيجه سرعت قلم اندكي شكسته و خرد گرديد ، و بعد در اثر تصرفات خطاطان و منشيان شكلهاي خاصي بآن اضافه شد ، مثلاً ياي نستعليق در شكسته از هم باز و منبسط گرديد و بعض حروف و كلمات منفصل نيز متصل نگاشته شد و اين تصرفات خود تحت تاثير خط نستعليق بوده است ، كه در حقيقت مي توانم بيان خود را در اين باره چنين خلاصه كنم كه اول بطورخالص شكسته اي از نستعليق بود ، و بعد از بدست همان منيشان كه نستعليق نويس بودند شكسته نستعليق را به تعليق آميختند و صورتي مستقل به نام شكسته بپرداختند . در اين زمينه است که بنا بر تصرفات منيشان مي بينيم گاهي خط شكسته متمايل به تعليق وگاهي متمايل به نستعليق گرديده و بيشتر هم بين بين ومخلوط نوشته شده است .

پوشيده نماند كه گذشته از خط شكسته بطور كلي وقتي ما سطوح انواع خط و اشكال آنرا از زاويه دقت نظر بنگريم ، اين نكته بر ما روشن مي شود كه استادان خوشنويس علاوه بر درشتي و ريزه نويس ( جلي و خفي ) دو روش متفاوت را بكار برده اند يكي ساده نويس و ديگري پيچيده و درهم نوشتن حتي اين دو روش از يك استاد ديده مي شود كه وقتي بسادگي قلم زده و گاهي به پيچيدگي و درهمي گرائيده است .

در خط شكسته كار بر همين روال بوده و تا كنون هم هست و اين خود يكيار اشكالات خط شكسته گرديده است ضمناً پيچيده آنرا كه متمايل به تعليق است خط ترسل نيز گفتهاند كه بسختي خوانده مي شود مخصوصاً جايي كه كاملاً رعايت نقطه هم نشده باشد . و اينك نمونه اي از شكسته عهد صفوي و آغاز شيوع آن ارائه مي گردد و آن قطعه خطي از  مرتضي قلي خان شاملو است كه از مجموعه خطوط آقاي نهاپتيان بدست آمده است ( صفحه 609 ) اين قطعه كه از بهترين قطعات خط مرتضي قلي خان شاملو و مزين بامضاء و رقم زيباي طغرا مانند او باتعيين سمت شمشير داري مي باشد . از دقت در آن اين مطالب استنباطمي شود :

1- در اين قطعه دو گونه خط به چشم مي خورد يمي فشرده و درهم ( خط ترسل ) و ديگري كمي ساده تر و روشنتر ( شكسته نستعليق ) و در هردو صورت ديده ميشود كه صورت تازه و متطوري از خط تعليق است كه با نستعليق در آميخته و شكلهاي تازه اي ازخط شكسته بآن افزوده است و بهمين علت شكلهاي متشابه براي يك حرف فراوان دارد و روي هم رفته خط يكنواخت و يكدست نيست لذا مي گوييم مرتضي خان شيوه خود را از تركيبات مختلفي از تعليق ونستعليق وشكسته اتخاذ كرده است و اين خود دليل روشني است كه خط شكسته در آنزمان در مرحله ابتدايي بوده و صورت  واقعي خود را پيدا نكرده بوده است .

2- تاريخ نگارش اين قطعه ( چند سطر وسط ) 1059 و تاريخ اشعار صدر و ذيل 1078 مي باشد كه در اصفهان نوشته و در اينجا استناد مي جوييم كه از تاريخ ببعد پيروان اين خط سبكهاي ساده و ترسل وآميخته را بنا بر دلخواه خود انتخاب كرده و پيش رفته اند تا آنكه كم كم خط شكسته خالص پديدآمده است و لذا بعضي تركيبات را در اين قطعه مي بينيم كه در دوره هاي بعد متروك شده است مانند :

زخون ديده و هم رنگ چهره گل را و غیره

3- از اين قطعه واضح و روشن است كه خط شكسته هم مانند ساير خطوط ناگهان پيدا نشده و يكتن بتنهايي واضع نبوده است و اين امر به تدريج و مرور زمان و احتياج مردم صورت گرفته است . و اينكه بعضي مرتضي قلي خان شاملو و برخي شفيعاً را واضع خط شكسته دانسته اند روا نيست . ولي مرتضي قلي خان شاملو ( متوفي 1100 ) كه از امراي دربار شاه سليمان صفوي بوده و شفيعاً هر دو از پيشآهنگان اين خط ونخستين كساني هستند كه خط شكسته را خوش و عالي نوشته اند .

در نامه دانشوران ماصري صفحه 99 آمده است كه شفيعا از مرتضي قلي خان خط شكسته را اخذ مرد و بعض كلمات را از شكسته نستعليق بجهت مزه آن اضافه كرد مثل راي پيچيده و يا و نون . غير ذلك و خط شكسته پس از آن معمول شدو در اين خط خوشنويسان پيدا شدند

زمان پيدايش خط شكسته اوائل ( دوران صفويه ) است وقبل از آن احكام و مرا سلات و نامه ها بخط شكسته تعليق بود كه پس از پيدايش شكسته نستعليق تدريجاً از آن صرف نظر شد ، زيرا اين خط صعوبت و اشكالات تعليق را نداشت و روشنتر و روان تر بود بدين سبب در تحرير نامه ها و احكام به جاي آن نشست و طرفداران بسيار پيدا كرد و بدين ترتيب بفاصله تقريباً دو قرن و نيم از خود نمائي قلم نستعليق گذشته بود كه خط شكسته سيماي خود را نشان داد و گذشته از نامه ها و احكاممترجاً در كتاب نويسي و قطعات و مرقعات نيزبكاررفت .

اين خط باظهور استاد كل درويش عبدالمجيد طالقاني (متوفي 1185 9 بمفهوم كامل زيبايي خود رسيد و بدست شاگردان و پيروان شيوه او بسط و توسعه يافت و بزمانهاي بعد  انتشار و رونق بيشتر پيدا كرد و از ان پس خوش نويسان زير دست در اين خط پيدا شدند كه در تعليم و رواج آن تا قرن چهاردهم سهم بسزايي دارند .

بعضي را عقيده اين است كه خط شكسته در ابتدا ساده بود و عبدالمجيد درويش در ان تصرفاتي كرد و از آن پس بر پيچيدگي و درهمي وپيوستگي حروف وكلمات آن افزوده شد ، اين سخن بنظر نگارنده صحيح نيست زيرا تنها تصرفات او سبب پيچيدگي و درهمي شكسته نشده و قبل از اوحتي در خط مرتضي قلي خاننيز مشاهده مي شود . و تصرفاتي كه عبدالمجيد درويش كرده اين است كه خط شكسته قبل از وي شيوه هاي مختلف و مخلوط نوشته ميشد و صورت ثابت و خالص نداشت او بمفهوم واقعي خود ، خط شكسته را صورت بخشيده و رايج ساخت و از اين رو بعد از درويش هر شكسته نويسي شيوه و سبك او را پيروي كرده است و تا كنون هم كم و بيش از آن تقليد مي شود و مي توان نبوغ درويش را از همين جا دانست كه او صورت خالص شكسته را ترسيم كرده است .       

و در عين حال پيچيدگي و اندكي سخت خواني از خط او بدور نرفته ، و اين نقيصه در ضمن قدرت قلم و زيبائيهاي تركيب و كمال خط اونهفته است .

رسم الخط درويش تا پيش از قائم مقام معمول بود و منيشان اكثر بخط ترسل رغبت داشته بر پيچيدگي آن – ميافزودند بطوري كه خواندن و نوشتن آن دشوار مي شد و بپايه دشواري اصل و ريشه خود شكسته تعليق مي رسد و تقريباً در بعض شيوه ها بصورت معما درمي آيد بعد از اين اغلاقو پيچيدگي عده اي از روشن بنيان در صدد بر آمدند كه خط شكسته و ترسل را از صورت مشكل بيرون آورند ، و حتي در اصول وسبك درويش تصرفاتي بنمايند از اين جهت در حدود آغاز قرن جهاردهم چند شيوه متمايز بظهور رسيده كهمعروفتريت آنها شيوه قائم مقام ، و شيوه امير نظام گوسي ، و شيوه امين الدوله است .

شيوه امين الدوله بااينكه شيوه درويش را بهم زد اما با زيبايي ظاهري كه داشت بايد گفت كه خط شكسته را شكسته تر كرد . وچون اين شيوه مقبول اهل هنر نبود بزودي متروك گرديد ، زيرا در آن اثري از نستعليق نبود . شيوه امير نظام اصول خط شكسته را بخط نستعليق نزديك كرده است . عده زيادي از آن پيروي كردند و هنوز هم درگوشه وكنار ، اين شيوه ، متبع است.

شيوه قائم  مقام باصول نستعليق نزديكتر و روش آن در خط شكسته نستعليق پسنديده است اما ازآغاز قرن چهاردهم اين خط همانند ساير خطوط رو به كاهش گذاشت و تا امروز قوس نزوليرا ميپيمايد كه جز محدودي از خوشنويسان بدان توجه ندارند و بااين حال اكنون اين خط در ادارات و مؤسسات و دفاتر ثبت اموال و املاك و در نامه نگاري و مقالات و غيره بكار ميرود لكن چون توجهي باصول و تعليم آن نمي شود – بسليقه هاي مختلف و روشهاي گوناگون و بي قاعده نوشته می شود . و از تصرفات دلخواه منیشان کم کم رو به هرج و مرج  نهاده است .

چون دایره استعمال این خط در ایران و سیع و مورد نیاز می باشد ، شایسته است که

 علاقه مندان با آثار هنری  و ملی در تنظیم م آموختن قواعد شکسته نویسی کوشش و جهد کافی و وافی مبذول دارند تا این خط تحت قاعده ثابت و مسلمی نصب العین همگان قرار گیرد ، و تخلف از آنرا جایز نشمارند .

خط شکسته را خوشنویسان سایر ممالک اسلامی نیز از باب تفنن گاهی نوشته و می نویسند ، ولی در آن ممالک خط رایج بشمار نمی آید و آنچه هم نوشته اند مغایر با شیوه صحیح شکشسته نستعلیق است .

مرو جان و استادان خط شکسته

(معاریف و مشاهیر آنها )

مرتضی قلی خان شاملو – محمد شفیع حسینی ( شفیعا ) – میرزا حسن کرمانی – محمد محسن قمی محمد ابراهیم قمی – محمد افضل گنابادی – محمد علی اصفهانی – زین العابدین – درویش عبدالمجید طالقانی .

محمد رضا اصفهانی ، محمد قاسم اصفهانی ( میرزا کوچک ) ، فضلعلی بیک دنبلی ، خواجه ابوالحسن فسائی ، میرزا عبدالوهاب کلانتر اصفهانی ( زمان کریم خان زند ) ، معتمدالدوله میرزا عبالوهاب نشاط ، میرزا رضی آذربایجانی .

سید محمد صادق انجوی شیرازی ( تا سال 1248 حیات داشته ) ، سید ابوالقاسم انجوی ( متوفی 1258) ، سید محمد اسماعیل انج.ی ( تا سال 1269 میزیسته ) ، وصال ( میرزا کوچک شیرازی ) و فرزندان ،سید علی نیاز .

میرزا ابوالفضل ساوجی ، محمد باقر یزدی ، عبداجواد عتقا ، میرزا محمد علی لواسانی متخلص به صفا ، میرزا محمد رضا کلهر .

سید علی اکبر گلستانه ، آقا هاشم اصفهانی ، میرزا عبدالوهاب گلستانه ، میرزا محمد علی گلستانه .

میرزا حسن بزرگ یزدی ، میرزا حسن مفیدی یزدی .

میرزا سلمان فراهانی ( بیان السلطنه ) ، ( میرزا جعفر ریاض همدانی ، بیکدلی شاطو ، صفیاری ، مهدی ایزدی دبیر خان ، حاجی سید جواد مدنی کرمانی ، جلال الدین اعتضادی ، هادی مقبل ، میرزا حسن خان شیبانی کاشانی ، علی اکبر دبیر نظام ، علی محمد کاوه یزذی ( دبیر خط دبیرستانهای یزد ) ، دکتر نواب

مرتضی قلی خان شاملو .

فرزند ارشد حسن خان شاملو است ( که ترجمه حال او در فصل نستعلیق گذشت ) . مرتضی قلی خان از فرمانروایان صفویه و بانواع کلمات آراسته بود . در شجاعت و سخاوت و سخن سنجی و سخندانی مشهور عصر بود و مدتی والی هرات بوده است . وی از امراء دربار شاه سلیمان صفوی (1077-1105 ) است که از جانب این پادشاه سمت شمشیر داری و حکومت قم را داشته است . در خط شکسته از پیشروان و پیشوایانی است که بعضی نسبت و ضع خط شکسته را باو داده اند لکن صحیح آن است که او اول خوشنویس در این خط بوده است. در گذشت مرتضی قلی خان را سال (1100 قمری) نوشته اند .

محمد شفیع هروی حسینی معروف به شفیعا

از سائات حسینی هرات است که به آرامی و شکسته نفسی و حسن محضر مشهور و در مشق خط بنا به قول نامه دانشوران شاگرد مرتضی قایخان و بنا به عقیده دیگر تذکره نویسان شاگرد فصیحی شاعر است که در دستگاه مرتضی قلیخان بود، او خط نسخ و نستعلیق و تعلیق و شکسته را خوش می نوشته است و خط شکسته را پیش از وی کسی بدرستی واتقان او ننوشته ، شیوائی این خط را بجایی رسانیده که بعضی بنام وی آنرا خط شفیعائی نامیده اند .

علاوه بر این ، شعر نیز می سروده و در نقاشی و تذهیب دست داشته است . شفیعا سفری از هرات به هندوستان کرده و در بازگشت مدتی در اصفهان بسر یرده است . او در دربار شاه عباس ثانی خوشنویس مقرر و موظف بود چنانکه در بعضی قطعات (( عباسی )) رقم کرده است .

در تذکره سفر آبادی چنین آمده است : (( شفیعا از ولایات خراسان است . نهایت شکستگی و آرامی داشت – و محجوب القلوب بود . طیعش خالی از لطفی نبوده ، خط شکسته اش بازار خط خوبان را شکسته و خوشنویسان در آتش رشک نشسته ، در کاغذ حلوا چند سر نوشته که حمل بر اعجاز می توان کرد . در سنه 1081 کوفتی بهم رسانده از جمیع مناهی توبه کرد و در آن کوت فوت شد ))

مرحوم دکتر بیانی در کتاب احوال و آثار آورده است : (( بزعم من دو محمد شفیع حسینی در یک عصر ( نیمه دوم قرن یازدهم و نیمه اول قرن دوازدهم ) یکی کمی موخر از دیگری می زیسته اند . و یکی از آن دو جز شکسته در خط نستعلیق دست داشته و دیگری در خط نسخ .- و همچنین خوشنویس دیگری هم به نام محمد شفیع در عهد شاه عباس ثانی یعنی معاصر دو شفیعای مذکور می زیسته که عباسی رقم می کرده و علاوه بر خوشنویس در نقاشی و تذهیب و مصوری نیز داشته است ).

هم او در جای دیگر آورده است : سال وفات شفیعا را واله و نصر آبادی که نزدیک بعصر وی بوده اند 1081 ذکر کرد ه اند. ولی قطعات متعددی با رقم (( محمد شفیع الحسینی )) دیده ام که در شیوه و قدرت همانند هم و تاریخ 1092 و 1116 و 1124 و 1128 دارد . . بنا براینکه این دو تذکره نویس ( نصر آبادی دواله ) تاریخ فوت شفیعا را ( 1081 ) نوشته اند ، باید محمد شفیع الحسینی دیگر نیز پس از مرگ شفیعا وجود داشته باشد که درست در خط شفیعانی همسنگ و برابر شفیعا بوده باشد .