محقق : سحر ساعی

 


یاقوت مستعصمی

 

 

تاريخ به ما ثابت مي‌ كند كه هيچ پديده‌اي مهمتر از خط نبوده كه بدست بشر بوجود آمده باشد . زيرا اگر خط بوجود نيامده بود ، افكار و انديشه‌هاي انديشمندان به آيندگان منتقل نمي‌شد و در نتيجه تمدن بشر رو به كمال نمي‌رفت . و اما در ايران بعد از اسلام خط بصورت يك هنر زيبا و مقدس جلوه‌گر شد و در جايگاه والائي قرار گرفت ، بطوريكه هيچيك از كارهاي دستي و هنري از خط بي‌بهره نماند . به راستي كدام چشم است كه از ديدن خطوط زيبائي كه بر پيشاني گنبدها و گلدسته‌هاي فيروزه‌اي رنگ مساجد ما نقش بسته است لبريز از لذت نشود ؟

به اين حساب خط و خوش‌نويسي را بايستي يكي از اصيل‌ترين هنرهاي اسلامي به حساب آورد . هنري كه پيوسته در خدمت اسلام بوده است . هنرمندان خوش‌نويس طي قرنها تلاش و كوشش و با وجود آمدن آثاري ارزنده و ماندگار به اثبات رسانيدند كه نقش مؤثري در فرهنگ اسلامي و گسترش آن داشته و دارند . گذشته از آن ، خط بهترين وسيله و محملي است براي القاي هنرهاي ديگر مانند ادبيات و ...

قبل از طلوع اسلام خطوط مختلفي از جمله ميخي و پهلوي و اوستائي در ايران متداول بوده است . با پيدايش و ظهور دين مبين اسلام و گسترش آن در ايران ، نياكان ما با پذيرش شريعت محمدي ، القبا و خطوط اسلامي را نيز پذيرا شدند .

خط متداول آنزمان كه نزديك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود ، خط كوفي و نسخ قديم بود كه از دو خط قبطي و سرياني اخذ شده بود . پس از ظهور اسلام تا دو قرن بعد نيز اين خطوط بهمان سادگي آغازين بكار مي‌رفت . سپس به وسيله ايرانيان تحولي در اين راه صورت پذيرفت و كم كم هنر خوشنويسي چهره خود را نشان داد . بطوريكه در اوايل قرن چهارم به سال (310 هجري قمري ) ابن مقله بيضاوي شيرازي ( متوفي 328 هـ . ق ) وزير المقتدر بالله با استفاده از خطوط موجود و نبوغ ذاتي خود خطوطي بوجود آورد كه به اقلام سته يا خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از : محقق – ريحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقيع ، و وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام مي‌باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع كرد و 12 اصل نوشت : تركيب – كرسي – نسبت – ضعف – قوّت – سطح – دور – صعود مجازي – نزول مجازي – اصول – صفا و شأن . ابن مقله اين خطوط را بسيار خوب مي‌نوشت . حدود يك قرن پس از او علي‌ابن هلال مشهور به ابن بواب (423 هـ . ق ) براي خط نسخ قواعد جديدي بوجود آورد و آنرا كامل‌تر كرد ابن بواب – ابوالحسين علي‌بن هلال كه بنابر قولي ، پدرش از ملازمان بهاء الدوله ديلمي بوده است در حس خط از فضلاي زمانش ممتاز بود و در اقلام به جاي مانده از روزگار ابن مقله ، تصرفاتي كرد و قواعد تازه‌اي در خوشنويسي وضع كرد .

آثار قلمي وي : ديوان اشعار و رساله‌اي از جاحظ به خط ابن بواب در موزه اسلامي استانبول و يك قرآن نفيس به خط نسخ او مورخ 391 در انگلستان ) و بعد از او در قرن هفتم جمال‌الدين ياقوت مستعصمي (698 هـ . ق ) هنرنمائي آغاز كرد .

ياقوت كاتب ويژه آخرين خليفه عباسي ، المستعصم بالله است و با عناوين جمالدين ابوالمجد ، ياقوت بن عبدالله مستعصمي و ملقب به قبله‌الكتاب و سلطان‌الخطّاطين از او ياد مي‌شود براساس شرح احوالش غلامي بوده در نزد آخرين خليفه عباسي بنام مستعصم و از دست پرورده‌هاي وي بود و خليفه از تربيت او دقيقه‌اي فرو نگذاشته بودو خلیفه در حقش چیزی فرو نمیگذاشت.گویند سبب تقرب او خدمت خلیفه این شد که هر زمان اورامیخواست میگفتند اشتغال به کتابت دارد تاروزی برای کارضروری خلیفه به احضاراو فرمان داد و بسیار نگران آمدنش بود و عجله مینمود که خدمه گفت مشغول کتابت است که یاقوت میخواست سطری را تمام کرده وخدمت خلیفه برودومعتصم دگرگون شد و در نهایت خشم به طرف یاقوت آمد و از را نشسته مشغول کتابت دید.فوری دوات را برداشت و به کله یاقوت نواخت که فرق او را مجروح ساخت و خون از چهره اش سرازیر شد و تندی کرد.یاقوت قلم را به خون آلود کردو سطر را تمام کرد.مستعصم در حیرت فرو رفت و بیرون رفت.یاقوت را تشویق کرد تا به مرتبه عالی رسید و محسور درگاه خلیفه شد.

ابتدا نزد عبدالمؤمن و بعد نزد شيخ حبيب و بعضي مي‌گويند از زينب شهده و ولي عجمي تعليم خط گرفته است ولي زينب در سال 574 و ولي در سال 618 درگذشت و در آن تاريخ هنوز ياقوت به دنيا نيامده بود يا خيلي كودك بود و بعضي مي‌گويند ياقوت 180 سال عمر كرد ولي اين اشتباه است چون آثار او از تاريخ قديمي ديده مي‌شود . 89 سال عمر كرد . ( ياقوت در نزد هولاكوخان و اوايل غازان خان و نزد خاندان جويني منزلتي پيدا كرده بود )

صاحب خط وخطاطان میگوید محمد طغل شاه پادشاه هندوستان آنزمان از یاقوت خواست که کتاب شفای شیخ رئیس را به خط نیکو بنویسد و بفرستد.یاقوت نوشت و پاداش دویست هزار دینار دریافت کرد.

روزی یاقوت دو قطعه بیت نوشت و یکی را به امضاءخود و دیگری را به امضاءابن بواب نمود و به خدمت خلیفه آورد.مستعصم خط را نگریست و خط به امضاءابن بواب را برداشت.یاقوت گفت الحمدلله که خلیفه زمان به این بنده ناتوان الطاف بی نهایت فرمود و مستعصم حیرت کرد و به او خلعتی گران قیمتی بخشید.صاحب تذکره الخطاطین آورد که او در سنه ششصد و پنجاه و شش که خلافت عباسیان رو به افول بود و تخت سلطنت واژگون شد و هلاکو خان مغولی با آن حالت وحشیانه وارد بغداد شد و تیغ بی دریغ در میان پیرو برنا مینهاد یاقوت از ترس جان خود فرار کرد و در بیرون بغداد به یکی از مساجد مخروبه پناه برد و در مناره آن پنهان شد و چون قلم و مرکب همراه داشت و کاغذ نداشت دستار خود را باز کرد و به منارست و نوشتن پرداخت و یه (ک) کوفی روی پارچه نهاد که پهنایش دو وجب بود طول حروف را از پهنای قلم قیاس کرد.یکی از شاگردان او که از این ماجرا با اطلاع بود آمد و گفت چه آسوده وبی خبر اینجایی در حالی که مردمان بیگناه را میکشند.یاقوت در جواب گفت:ای یار خاموش باش که من کافی نوشته ام قیمتش برابری میکند با زمین چه برسد به بغدادو یاقوت.

ياقوت اصلاً رومي بود و ترك‌ها لقب او را قبله‌الكتاب گذاشتند و كُنية او ابوذر و ابومجد است و خط را با واسطه از ابن نواب اخذ كرد و گويند از روي قطعه خطي تقليد و تمرين كرد تا استاد شد .

كتابت اسلامي در قرن هفتم حول شخصيت قبله‌الكتاب يا ياقوت مستعصمي در دارالسلام بغداد شكل گرفت . پس از تكميل و تثبيت در كتابت بعدها به نام او نسخ ياقوتي و نسخ ريحاني يا اختصاراً شيوه ياقوتي موسوم گرديد و حدود سه قرن تداول يافت . شيوه‌اي كه ياقوت بنيان نهاد همان شيوه‌اي است كه تا ظهور نسخ ايراني و تكميل و تثبيت آن توسط استاد احمد نيريزي در قرن 12 بيشترين كتابت را به خود اختصاص داد.

مورخان زيبايي خط نسخ را در عصر اتابكان ( 545 هـ ) مي‌دانند بطوريكه به نسخ اتابكي معروف شد و به جاي كوفي آنرا مي‌نوشتند و در مصر و شام خطوط ثلثي و نسخي بر زيبايي و رونق ممتاز بودند .

خط نسخ در شرق و غرب عالم اسلامي آنروز با توسعه روز افزون در كتابت بكار مي‌رفت و قرن 6 نگذشته بود كه ازدواج خط كوفي كم شد . پس از ابن بواب پيروان رسم و شيوه آن زياد شدند و طريقه او را كه تازگي داشت تمرين و مشق كردند تا زمان ياقوت مستعصمي فرا رسيد . يعني در مدتي متجاوز از 200 سال رسم تعليم ابن بواب بين خطاطان رايج بود . ياقوت مستعصمي انقلاب و تصور تازه‌اي به ظهور آورد و آن آخرين مرحله يا تكامل خطوط عربي اسلامي به دست ياقوت بود)

خط نسخ ناقص ابتدا به نام حجازي معروف بود پس از رونق خط كوفي كه خود تهذيبي از مجازي بود تحت‌الشعاع آن قرار گرفت و در نامه‌ها و مكاتبات از آن استفاده مي‌شد . خط نسخ در آغاز مرحله جديد به نام بديع منسوب ناميده مي‌شد و از آن وقت صورت ناقص و ابتدايي خود را پشت سر گذاشت و بعد بصورت تازه و مطلوب درآمد و ناسخ خطوط ديگر گرديد و بيشتر قرآنها را به آن نوشتند.

در سبك نگارش ياقوت ، روابط و تناسب حروف با يكديگر بر قواعد رياضي استوار گرديد و با تعيين مباني رياضي حروف ، دور و قوس و نسبت‌هاي سطح و اندازه حروف ، مقطعات و تركيبات به معيار واحد نقطه‌اي كاملاً معين گرديده است . همچنين رعايت محدوديت‌هاي دستگاه بصري انسان و ساختار آناتوميك دست در كتابت و نيز توجه به قواعد زيبا شناختي در اجراي حروف به خوبي در آن اعمال شد و حروف ، تركيبات و مفردات چنان قرار گرفتند كه اعراب‌گذاري كاملاً واضح و مشخص صورت مي‌پذيرد و قرائت سميع را ميسر مي‌سازد .

در بررسي آثار قرآن ياقوت نسخة معتبري در دست است كه در تاريخ 846 حدود صد و پنجاه سال پس از فوت ياقوت در شهر هرات توسط كاتب بزرگ دوره تيموري محمود سلطاني براساس نسخه‌اي اصيل از ياقوت پيدا شده كه در مجموعه كتابخانه سلطنتي كاخ گلستان حفاظت مي‌شود .

عبد عماد صاحب گفت : ياقوت آخرين خطاط است كه رياست خط منسوب به او ختم و منتهي گرديده است و به او به طريقه و شيوه ابن بواب مي‌نوشت .

خط منسوب : اقلامي كه در دوره عباسي وضع يا اصلاح شد تا زمان ابن مقله كه سه قرن طول كشيد به نام اقلام اصلي و موزون بود پس از اصلاحات به خط منسوب شهرت يافت .

قلم  ياقوت فربه نبوده بلكه نازك و ظريف بوده است . براي حروف دواير مثل  نون / قوس‌هاي لام ، سين و نظاير آن گاه كامل نمي‌شدند . كم عمق و گوشه‌دار هستند و يا انتهاي كشيده آنان بالا نمي‌آيد و ميل به سطح دارند و برخي از حروف او بويژخ حرف « ك » در بيشتر موارد نشان از شيوه كتابت كوفي دارد و دنبالة حروفي مثل « ر – ز – و – م » برخلاف شيوه جاري در كتابت ياقوتي كشيدگي‌ها ميل به سطح دارند .

تنها يكي از آثار موجود و منسوب به ياقوت را در مقايسه با نسخه اساس – رقم محمود سلطاني – مي‌توان به طور قطع به منسوب به او دانست و آن نسخه‌اي است كه در رديف يكم فهرست نسخه‌هاي قــرآن با رقــم ياقوت در ســال 685 هجري است . او فـــردي شاعر هم بوده است و بیت هایی از وی :

 

اصول و ترکیب و کراس و نسبه

    

                   صعود و تمشیر نزول و ارسال

                    ***

ارونی مرشدا فی خط مثلی

و من احب الکتابه فی البلاد

فلافی الشرق ضدیفناهی

ولافی الغرب من یتبع اجتهادی

 

در کتاب اطلس خط نوشته شده که یاقوت  (( 364 قرآن نوشت )) ولی در کتاب پیدایش خطوخطاطان به 1001 قرآن اشاره کرده است.

شاگردان وي به استادان سبعه معروفند : ارغون كاملي(که در محقق پیشرفت کرد) – نصرالله طبيب – يوسف مشهدي – مباركشاه تبريزي (زرين قلم )(در توقیع) – سيد حيدر جلي‌نويسي ( گنده‌نويس ) – احمــد سهروردي(دررقاع) و شاگرد معاصرش ( حافظ شيرازي )  .

ياقوت پس از عمري طولاني در 667 درگذشت (پس از استیلای هلاکوخان و قتل مالکش مستعصم). پيكر او در همان شهر جوار مقبره امام حنبليان – احمد حنبل – دفن كردند .

پس از ياقوت شيوه او بوسيله شاگردانش در هر عصر و دوره پيروي شد و در گوشه و كنار ممالك اسلامي به قوت هر چه تمامتر رسيد ولي شيوه و اسلوب ابن بواب متروك نشد و بر اوج خود باقي است شيوه

 و اسلوب اين دو هنرمند ( بواب و ياقوت ) به رغبت پيروي شد و پيروان خطاطان در هر دوره زياد شدند .

   كاملي بايـــد كه دريابد اصول خط نيك                      

                                                         ور نه هر ناقص نداند شيوة ياقوت چيست

*****

        زهــي كــز خطت نرخ عنبر شكسته             قدت سرو را دست بر سينـه بستــه

        غباري است خطت نشسته بر آن لب              بلــي خــط ياقــوت باشد نشستـه

 

            شاعری دیگر گفت:

یاقوت جمالدین شد اهل هنر

در صبح خمیس سادس شهر صفر

در سبعه و ستین بدو سته مائه(یعنی 667سال وفات او)

کز دار فنا باخرت کرد سفر

 

منابع:

1-                 کتاب تعلیم خط صفحه(213)تالیف حبیب الله فضایلی چاپ پنجم – سروش تهران –انتشارات صدا و سیما

2-                 پیدایش خط و خطاطان صفحه (171تا176)تالیف مرحوم عبدالمحمد خان ایرانی (مودب السلطان)چاپ دوم انتشارات ابن سینا.

3-                 اطلس خط صفحه (175 و 176)