از خوشنویسان دوره اسلامی
تحقیق :زنان و مردان خوشنویس ایرانی
محقق :خانم اعظم گلباز
خوشنویسان:
زینب شهده
مریم بانو
گوهر شاد خانم
بانو فصیح الملوک مهام
میر علی هروی
میرزا احمد نیریزی
درویش عبدالمجید طالقانی
میرزا محمد رضای کلهر
زینب شهده
زنی بود دارای کمالات گوناگون ، دختر احمد مفرج ابزی ابیوردی خراسانی که در فضائل و زیبایی و حسن خط از مردان گوی سبقت می ربود. زینب شهده از فصاحت لسان خوبی بر خوردار بود و قطعات و مرقعات نیکو می نوشت . او معلم یاقوت مستعصمی بوده است.
سر انجام در سن هشتاد سالگی در یال 574 ه.ق در گذشت.
مریم بانو
مریم بانو از نوادگان حاج میرزا عبدالوهاب نائینی و یکی از چهره های درخشان هنر خطاطی است که در زمره ی چند تن معدود زنان خوشنویس آغاز دوره فتحعلیشاه و سر آمد استادان خط نسخ می باشد. مریم بانو در خط نسخ مهارت زیادی داشت مخصوصاً آن را با قلم خفی خوش می نگاشت . در آن زمان خوشنویسی بازار و خریدار زیادی داشت ازاین رو یک نسخه قرآن به نام ناصرالدین شاه کتابت و بدو اهدا کرد که از جمله بهترین خطوط نسخ و آثار هنری این قرن محسوب و دارای لطف خاصی است که دیدن آن شخص را به اعجاب و شگفتی وادار می کند.
((در مزایای خطش مبالغه نیست گفته شود روح راقوت و الحق مفاد علیکم بحسن الخط درباره وی تمام می باشد.))
تاسال 1302 زندگی می کرده و سال وفاتش معلوم نگردیده.
گوهر شاد خانم
گوهر شاد خانم دختر میر عماد حسنی قزوینی است . وی در کنار پدرش حائز کمالات عالیه گردید، در تحصیل و تکمیل فنون مخصوصاً حسن خط کوتاهی نکرد و خط او به درجه کمال و زیبایی رسید .
گفته اند در خط نستعلیق آنقدر زحمت کشید ، تا به مقام استادی رسید، و از اغلب مردان خوش نویس پیشی گرفت و هیچ زن و دختری در عصر شاه عباس بزرک996-1038 مانندش در خط نستعلیق یافت نمی شد و هنگامی که ازدواج کرد و صاحب فرزند شد به آنان نیز تعلیم خط آموخت تا جایی که آن ها هم از خوشنویسان شدند درحالی که میر عماد کشته شده بود و برادرش میرابراهیم بیرون از اصفهان بود.
بانو فصیح الملوک مهام
بانو فصیح الملوک مهام از بانوان با فضیلت و هنرمند دوره ی اخیر است که علاوه بر تحریر خط نستعلیق دارای اطلاعات ادبی فارسی نیز می باشد.
وی در سن هشتاد سالگی در مدرسه ای به نام فرانکو پرسان به کسب علم و هنر پرداخت و از محضر دانشمندانی چون محمدحسین فاضل تونی و بدیع الزمان فروزانفر و جلال الدین همائی و محمد تقی ملک الشعرای بهار و.............
استفاده نموده در ادبیات فارسی، عربی ، انگلیسی و علوم منطق ، فلسفه، فقه و تفسیر قرآن بهره های فراوان برده است. و چون علاقه زیادی به خوشنویسی داشت در کسب این هنر از استاد میر عماد فندرسکی و دیگر استادان تعلیم خط گرفت و در پیشرفت خط خود سال ها از دل و جان کوشیده تا در سلک خوشنویسان منسلک گردید.
وی درخط نستعلیق و شکسته تحریر مهارت زیادی دارد. ناگفته نماند که این بانوی مطلع زمانی صاحب امتیاز و نویسنده مجله ی تحفه بوده و به سهم خویش در تنویر افکار و افزودن اطلاعات خرد سالان آن روز و جوانان امروز کوششی بسزا داشت. اما این مجله دیری نپایید و بواسطه ی مضایق مالی تعطیل گشت.
این بانوی هنرمند که اکنون از خدمت فرهنگ باز نشسته شده به پاس خدمات فرهنگی و اجتماعی که در دوران زندگی خود انجام داده از طرف وزارت فرهنگ به دریافت مدال و نشان های گوناگونی نایل گردیده است.
میر علی هروی
میر علی هروی پسر میر باقر ذوالکمالین و از سادات حسینی هرات است که لقب کاتب السلطانی داشته. و در عصر سلاطین گورکانی می زیست. وی شاگرد زین الدین محمد و سلطانعلی مشهدی بوده که از هر دو استاد بهتر نوشته است.
او ابتدا در هرات به کسب علوم و فضایل پرداخت و در کنار پدرش که جامع منقول و معقول بود خود را از اغلب شعب ادبیات مستغی ساخت. آنگاه به تعلیم خط پرداخت و از سایرین در حسن خط پیشی گرفت.
در آن زمان ازبکان به هرات حملات سخت نموده و هرات را محاصره کردند. خواجه ناصرالدین عبدالله که از اجلد بزرگان و اشراف هرات بود ، از ترس جان و مال تصمیم عزیمت ترکستان کرد و جمعی را نیز همراه خود کرد . از آن جمله افراد میر علی هروی بود که در سال 935 به اجبار به شهر بخارا کوچ داده شد.
هنگامی که به بجارا رسیدند ، خواجه ناصرالدین عبدالله درحق میر علی نهایت احترام را گذاشت و مکانی مناسب برایش مهیا نمود و به دیدن خط او و بیانات او دلخوش بود. بر خلاف آن میر علی به جهات مختلف از مجالست و مصاحبت با خواجه ناراضی بود تا جایی که خواجه ناصر الدین میر علی را مجبور به کتابت و مصاحبت می کرد و او بناچاری و تنفر فرمایش او را اجابت می کرد.((گویند با آن همه فضایل و کمالات اغلب از امور جاریه و پیش آمد خود شاکی بود و چون او را طبعی سرشار بود تسلی خود را سرودن این گونه اشعار حاصل می کرد)) چنانچه گوید:
چهل سال عمرم بخط شد تلف سر زلف نامد آسان بکف
زمشقش دمی هر که فارغ نشست چورنگ حنارفت خطش زدست
وی در آن شهر با افسردگی زندگی می کرد تا سرانجام پس از مدت متمادی در بخارا ماندن و رنجهای گوناگون بردن به هرات برگشت و از دیدار خود متعلمین را فیض بخشود.
از آثار منثور او رساله (مواد الخطوط) را می توان نام برد. میر علی در سال 960 در گذشت و در هرات در نزد مقبره ی شیخ یوسف الدین باترزی مدفون گشت.
میرزا احمد نیریزی
مولانا از مفاخر خوشنویسان قرن یازدهم به حساب می آید .در حدود سال 1100 در دربار شاه سلطان حسین صفوی اقامت گزید.او آخرین کسی است که در ایران در خط نسخ ید بیضا می نمود و بعد از او در حسن خط نسخ کسی مانند او نبوده است.در مدت عمر خود شصت هزار تومان صفوی از نتیجه هنر خود درآمد داشت . نیریزی به مناسبت اختصاص کتابت شاه سلطان حسین ((سلطانی)) رقم می کرد. علاوه بر مبلغی که دریافت می کرد از اطراف و اکناف برای او هدایای گرانبها می رسید.و مخصوصاً پادشاهان و شاهزادگان و امراء و حکام به اولطف خاصی داشتند و هرگز او رااز انعام بی بهره نمی گذاشتند.
وی خط نسخ را ابتدا نزد آقا ابراهیم قمی تعلیم گرفت . با وجود شهرت فراوان جزئیات زندگی اش مشخص نیستو آنقدر مسلم است که از سال1096 تا 1152 بیش از نیم قرن خوشنویسی کرده است.
نگارنده ی کتاب خط و خطاطان می گوید: ((دو لوحه خط او را دز دو طرف ایوان آیینه ی چهل ستون اصفهان در سال 1326 هجری دیدم که نصب بود و آیته الکرسی را به خط نسخ با جداول مذهب نگاشته بود و در انتهایش نوشته بود ،کتیبه ی احمد نیریزی سنه 1127 ه . و از غرایب اتفاقات ایتکه این دو لوحه از تطاول غدارانه مسعود میرزای ظال السلطان پسر ناصر الدین شاه مصون مانده بود. نیز قرآنی به خط او در کتابخانه ی مصر دیدم که تمامی صفحات او با طلای خالص تذهیب شده بود.
شکسته نویسی
در اواخر دوره ی صفویه، سومین خط خاص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق کم کم آغاز خودنمایی کرد و کیفیت پیدایش آن این بود که پس از وضع قلم نستعلیق تا مدت دو قرن این قلم وسیله ی کتابت کتاب ها و خوشنویسی قطعات و مرقعات و غیره بود و برای کتابت خط شکسته ی تعلیق استفاده می شد. تادراواسط قرن یازدهم از خط شکسته تعلیق به واسطه ی دشواری در قرائت کم کم صرف نظر شد، و همان خط نستعلیق را برای تحریر نامه ها هم بکار بردند که در اثر سرعت قلم و تند نویسی به صورت شکسته در آمد و عنوان مخصوص شکسته نستعلیق گرفت.
خط شکسته در ابتدا با خط نستعلیق اختلاف زیادی نداشت یعنی همان نستعلیق بود که بعضی از حروف آن در نتیجه تند نویسی اندی شکسته شده بود ولی به تدریج صورت دیگری به خود گرفت. از معروف ترین خوشنویسان قدیم شکسته می توان از محمد شفیع حسینی معروف به شفیعا نام برد. کم کم خوشنویسان زبردست دیگری نیز در این خط پای نهادند از جمله: میرزا حسن کرمانی، محمد حسن قمی،محمد ابراهیم قمی،محمد افضل گنابادی،محمد علی اصفهانی و زین العابدین کرمانی.
خط شکسته مراحل پیشرفت و تکامل را می پیمود تا اینکه نوبت به درویش عبدالمجید شعر طالقانی رسید. و این هنرمند سخندان با اینکه در جوانی یعنی در سی و پنج سالگی در گذشته است در شکسته بازار شفیعا و دیگر خوشنویسان را شکست. و همان گونه که میر عماد نستعلیق را به کمال رساند تکامل خط شکسته به سر انگشت هنرمند درویش عبدالمجید انجام گرفت.
او نه فقط قواعد این خط را استوار کرد بلکه شیوه ی آن را به حد اعلی رسانید. درویش عبدالمجید چند شاگرد نیز تربیت کرد که هر یک از آن ها استاد مسلم خط بودند . از معروف ترین درویش میرزا کوچک اصفهانی است.
پس از این زمان خط شکسته رونق و رواج فراوان یافت چنانکه می توان گفت در میان ایرانیان خط شکسته بیشتر از همه ی خطوط متداول گشت و خوشنویسان بسیاری در این شیوه به ظهور رسیدند.
معروف ترین آنها در قرن سیزدهم عبارتنداز : سید محمد صادق،سید ابوالقاسم ، سید محمد اسماعیل انجوی، وصال شیرازی، میر سید علی نیاز شیرازی، میرزا علی محمد صفای لواسانی، میرزا ابوالفضل ساوجی و میرزا رضای کلهر نستعلیق نویس معروف.
درویش عبدالمجید، از مردم طالقان بود و در ابتدای جوانی به اصفهان رفت و مدتی را در کسوتت فقر روزگار گذارنید و پس از آن به مشق خط پرداخت.
درویش خوشنویسی را از خط نستعلیق آغاز کرد ولی پس از مدت کوتاهی به نوشتن خط شکسته پرداخت و دیری نگذشت که در این مسند استاد مسلم شناخته شد . وی به حدی در این خط به مهارت رسید که رونق بازار خط شکسته نویسان گذشته را شکست و با اینکه بعد از او شاگردان و پیروانش به مقام استادی رسیدند،هیچکدام به پایه ی او نرسیدند و همان طور که کمال خط نستعلیق به دست میر عماد صورت گرفت ، خط شکسته را درویش عبدالمجید به حد کمال رسانید.
او نه تنها قواعد این خط را استوار کردبلکه زیبایی و شیوایی آن را به حد اعلی رسانید((چنانکه شش دانگ جلی را چون کتاب خفی و غبار،استوار و شیرین می نوشت))بسیاری از خوشنویسان معاصر عبدالمجید وی رابه استادی خود قبول کرده بودند و برای تصدیق و حکمیت زشت و زیبایی خط خوداورابرمی گزیدند.درویش عبدالمجیدازارکان چهارگانه ی خوشنویسان عالم وجزء خدایگان خط می باشدوقطعاتش اکنون زیوردهنده ی بزرگ ترین کتابخانه های دنیاست.بااینکه درویش در جوانی در گذشته است همطراز با آثار باقی مانده او از کمتر خوشنویسان این خط در دست است.
همه ی خطوط باقی مانده از اوآثارپانزده سال آخرعمروی است.از گرانبهاترین آثار وی جز قطعات و مرقعات متعدد نسخه ی کلیات سعدی است که اکنون در کتابخانه سلطنتی ایران می باشد. درویش ، شاعر نیز بوده است و در شعرهایش ((خموش))و((درویش)) تخلص وی بود ودیوان غزلیاتش موجود است.
درویش در سال1185 در سی و پنج سالگی در اصفهان در گذشت. از معروفترین شاگردان درویش، میرزا کوچک اصفهانی است. که در خط شکسته از استادان مسلم است و زمان حیات آن تا سال 1228 مشخص است و تاریخ وفات او معلوم نشد. نام میرزا را در جایی ذکر نکرده اند و خود او نیز در آثار فراوانی که دارد همه جا میرزا کوچک رقم کرده است. به استثنای یکی از قطعه های او که جز مجموعه ی (نگارنده ی کتاب پیدایش و سیر تحول هنر خط )(جواد یساولی مانی) صریحاً نام خود را محمد قاسم ذکر کرده و چنین رقم کرده است:(( حدره العبدالقل، محمد قاسم، مشهور به میرزا کوچک.))
میرزا محمد رضای کلهر
میرزا محمد رضا کلهر ملقب به (قروة الکتاب)فرزند محمدرحیم بیک در حدود سال 1245 قمری به دنیا آمد. در ابتدای جوانی به اقتضای ایلی بودن به سوار کاری و تیر اندازی مهارتی بسزا داشته و همچنین در اسب سواری از قدرت و توانایی خود سخن ها گفته و از این رو فردی نیرومند و خوش بنیه بار آمده بود.
وی مردی نیرومند و با مناعت و درویش مسلک و در عین حال خوش خلق و بذله گو بود. و به قول اعتمادالسلطنه(محضری مطبوع داردوطاعتی محبوب)
به دلیل علاقه بسیارزیاد به خوشنویسی به تهران رفت و ترد(مبرزا محمد خوانساری) شاگرد(محمد تهرانی)به تعلیم خط از روی خطوط میر عماد پرداخت و پس از فراغت به اصفهان تا از روی خطوط و کتیبه های میرعماد در تکیه ی میر فندرسکی به مشق خط پردازد.علاقه و پیشسرفت وی در خط نستعلیق آنقدر چشمگیر بود که بعد از میر عماد قزوینی ملقب به عمادالملک استادی یگانه در خط نستعلیق شد به طوری که درآن زمان کسی را ماهرتر و استادتر از وی نیافتندو حتی برخی اعتقاد دارند که محمدرضاکلهر همطراز با میرعماد بوده است.
هنگامی که کلهر در خط نستعلیق سر آمد شد و شهرت یافت. ناصرالدین شاه قاجار او را احضار کرد و از او حمایت کرد. و بقولی حتی اندکی نیز نزدوی مشق کرد و به تعلیم خط پرداخت . اراده و علاقه شاه بدانجا رسید که می خواست میرزا را در وزارت انطباعات به کار گیرد. ولی از آن جایی که میرزا مردی بلند همت و آزاد منش بود و بواسطه ی استغنای طبعی که داشت قبول نکرد. و زندگی اش را از راه خوشنویسی و حق الکتابه ی مختصری که نصیبش می شد می گذراند. چنانکه مرحوم حسنخان اعتمادالسلطنه در (الحاشروالاثار)می نویسد:((این استاد خط، خط روزنامه شرف و اردوی همایون و چند روزنامه ی همایونی را برای وی برشته تحریر کشیده بوده است.))
کلهر در سفری که ناصر الدین شاه به مشهد می کرد بشوق زیارت آستانه حضرت رضا همرراه شاه شد و در ضمن راه روزنامه (وقایع التفاقیه)را می نوشت که بتدریج چاپ می شد. در زمان بازگشت از خراسان به مرض وبای عام مبتلا گردیده و در روز جمعه 25 محرم الحرام سال1310 ه.ق جهان فانی را وداع گفت و در قبرستان واقع در ضلع شمال غربی خیابان حسن آباد که اکنون محل آتشنشانی شهرداری تهران است به خاک سپرده شد.
میرزا زین العابدین شریفی قزوینی مالک الخطاطین و سید محمود صدر الکتاب از شاگردان معروف کلهر می باشند.
آثار خطی او بشرح زیر است:
1. دیوان یغمای جندقی2. دیوان قاآنی3. دیوان فروغی بسطامی4. سفرنامه های ناصرالدین شاه5. فیص الرصوع6. فیض الرصوع(نسخه خطی کتابخانه سلطنتی ایران)7. مخزن الانشاء8. روزنامه شرف9. اردوی همایون10. وقایع اتفاقیه.
منابع
پیدایش خط وخطاطان (تهران 1346)
تالیف :عبدالمحمد خان ایرانی (مودب السلطان)
به انضمام تذکره خوشنویسان معاصر
تالیف و نگارش : علی راهجیری
عناوین
زینب شهده ص 110
مریم بانو ص 49-50
گوهر شاد خانم ص 150
مهام ص 166-167
میر علی هروی ص 123-125
احمد نیریزی ص 90-91
عبدالمجید طالقانی ص 126
محمد رضا کلهر ص 21-25
پیدایش و سیر تحول خط (چاپ دوم سال 1363)
به کوشش : جواد یساولی ثانی
عناوین
بانو فصیخ الملوک مهام ص 267
میرعلی هروی ص 139
احمد نیریزی ص 82
شکسته نویسی ص 168
عبدالمجید طالقانی ص 273-280
محمد رضا کلهر ص 179-185
اطلس خط (1362)
تالیف : حبیب الله فضائلی
عناوین
ص 618-621 درویش عبدالمجید طالقانی
درود