فرش ايرانی 

                                      گرد آورنده : حمید رضا مشکانی          

 

 

از ايران چه می دانم ؟جز خون آبه سر انگشت دخترك 13 ساله شرقی ؟

قالی ايران محصول دستهای هنرمند و بخشنده ای است كه افتخار قوم ايرانی را بر صفحه روزگار حک كرده است .

فرش ايران عمری به درازای تاريخ هنر و فرهنگ ايران دارد، شناخت جهانيان از قالی ايران و ستودن آن ناشی از تلاش و شوريدگی مردمانی است كه ذوق هنر را با جاذبه های پر رمز و راز هنر ملی در آميخته اند در اين عرصه پر ثمر مردم ايران زمين علاوه برتدارک زير اندازی پر نقش و نگاركه نشان اززندگی آنان داردبه لطافتی نرم و پاک و در صحن و ساحت بساط (فرش)

منزل گزيدند ، حديث فرش ايران حديث عاشقان نا شناخته اي است كه هنر خود را كه تنها خودشان با مفهوم آن آشنا هستند با پيچيدگی و تكرار مظاهر نقش و رنگ معنی داده اند ، در فروتنی و اخلاص هنرمندان آن گفتنی است آنان در طول دوره های تاريخی ، حتی از بجا گذاشتن نام و نشان و زمان خويش بروی آفريده خود پرهيز داشته اند و دارند فرش ايران با چنين محک تاريخی و درونمايه معرفی در گسترده زمان كه كسی نقطه آغازين آن را نمی داند متولد می شود در تاريخ پر فراز و نشيب ايران بخشی از سرگذشت زندگی ما ايرانيان در اساطير، افسانه ها و داستانهای تاريخی سير می كند حماسه سرای ايران حكيم ابو القاسم فردوسی طوسی كه رحمت بر تربت پاكش باد در ابتدای اثر ماندگار و بی مانند خود، شاهنامه،درباره تاريخچه  (( گستردنی))و((رشتن))درايران به(( تهمورث ديوبند))، پسرهوشنگ از سلسله پيشداديان اشاره دارد.

 

 

  پس از پشم ميش و بره پشم و موی                              بريدو به رشتن نهادند روی     

    بكوشش از آن كرد پوشش بجای                                 بگستردنی بود هم او رهنمای

 

به اين ترتيب گستردنی در پيش از تاريخ در زندگی ايرانيان حضورمی يابد .

 

 

                           (( دوران باستان ))

 

 ( هخامنشيان 559-321ق م) : همزمان باكشف قالی پازريک (واقع در دامنه های جنوبی جبال آلتای سيبری ) در سال 1949م  توسط سركی رودنكو باستانشناس نامدار روس، و انتشار كتاب معروفش تاريخ فرش گره خورده پرزدار به ويژه فرش ايران ورق می خورد ، همراه با جريانهای سياسی – فرهنگی ضد ايرانی گر چه عده ای فرصت يافتند تا برخی از آثار تمدن ايران  باستان را به سرزمينهای ديگر نسبت دهند ولی ويژهگيهای اين قالی ايرانی و اين كشف دوران ساز به قدری روشن وآشكاراست كه جای ترديد و ابهامی باقی نمی گذارد ، از طرفی، با اين كشف پيشينه فرش بافی از نظر اسلوب بافت (گره بافت پرزدار) به بيش از 2500سال پيش

می رسد ، رودنكو در چندين جای كتابش به ايرانی بودن اين فرش اشاره دارد :شيوه گره زدن دم اسبها و كاكل آنها شبيه ايرانيان است و نقش گوزنها از تيره گوزن زرد خالدارايرانی است و صف مردانی كه به همراه چهار پايان در پی يكديگر می آيند نمايانگر شيوههای هخامنشی و آشوری است بدين ترتيب جای هيچ ترديدی باقی نمی ماند كه فرش دستباف به شيوه امروزی ،كه اكنون در خانه ها استفاده می شود، حداقل قدمتی 2500ساله دارد . از طرفی اگر چنين فرشی در 25 قرن پيش با آن اسلوب پيشرفته و به كمال رسيده وجود داشته است به يقين بايد پذيرفت كه اين اسلوب كمال يافته چند قرن سنت قالی بافی را پشت سر گذاشته تا به اين درجه از تكامل رسيده است .

 

( دوره ساسانيان 226 م – 652 م/ 31 هجری) :

 ازاين دوره نمونه ای از بافت  فرش كه تا  به  حال باقی مانده باشد  در دسترس نيست ، از فرش(( بهار خسرو)) در زمان ساسانيان كه انرا با قالی (( بهارستان )) يكی ميدانند جز اوصافی در برخی از نوشته های قديمی اثری باقی نمانده است . در كتاب تاريخ طبری ( حدود226-310هجری قمری ) چنين می آيد (( بساطی (فرش) بافتند از ديبا، شصت ارش، اندر شصت ارش...)) ارش واحدی است برای اندازه گيری از آرنج تا سر انگشتان .

ابو علی مسكويه (320-421هجری قمری ) در باره اين فرش در تجارب الامم نوشته است : شصت گز در شصت گز به گستره يک گريب ( همان جريب كه ده هزار متر مكعب مساحت دارد، فرهنگ معين )‌‌،(( درنقش آن راهها می ديدی كه از نگارههای گوناگون پديد شده بود و جويباری از گوهرها در بافت آن بكار برده بودند وديری در ميانه به چشم می خورد بركنارههای آن كشتزار بود ، سر سبز و پر گياه ، برآن نگارههایی كاشته بودند كه در خور زمستان بود ، آنگاه كه گلها بروند ، هر گاه ميگساری می خواستند بر آن می نشستند و گفتی كه در بوستان به بزم نشسته اند ، زمينش ، زمينه فرش را می گويم زر بفت بود و نقش آن از گوهرهائی كه بر آن نشانيده بودند...)) به هر حال فرش مذكور كه گفته شده است حدود400متر مربع مساحت داشته    و مزين بوده است به انواع گوهر های رنگارنگ از قبيل لعل، ياقوت ، مرواريد ، و ساير سنگهای قيمتی كه از دوره ساسانيان يعنی 14 قرن پيش ، تكامل هنر صنعت و فرش ايران را نشان می دهد

 

                                            

( دوران اسلامی) :

هر چند كه نمونه های ويژه ای از فرش سده های نخستين دوران اسلامی هم اكنون در دسترس نيست ولی به عبارت نوشته هائی كه در دسترس است وجود فرش درآن موقع درايران محقق است .

محمدبن احمد مقدسی جهانگرد و جغرافی دان عرب(336-380هجری)در كتاب ( احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم ) به رواج صنعت فرش در خوزستان اشاره دارد و بر فرشهای خوب و عالی در شوشتر، فسا و دارابجرد تاكيد می كند .

ابو اسحق ابراهيم بن محمداصطخری : در كتاب مسالک الممالک كه از سده چهاردهم هجری خبرمی دهد نوشته است (از جهرم افكندنيهای نيكوخيزد وازغندجان بساطها وبردهای نيكو و...)

ابن حوقل در سفر نامه اش صورةالارض بر فرشهای خوب دارابجرد در فارس تاكيد داشته و آن  را با فرشهای مشهور طبری ( طبرستان ) مقايسه مي كند .

مولف تاريخ سيستان ضمن ذكر واقعه ای در سال 268قمری از يعقوب ليث و دسترسی او به گنجينه قلعه ابن واصل در خرمه فارس گزارش داده شده است (( از آنجا همی درم،دينار، فرش، ديبا، سلاح قيمتی و اوانی ( ظرفها) زرين وسيمين برگرفتند ))

 

كتاب گرانقدرتر ديگر تاريخ بيهقی است (385-470 قمری ) ابوالفضل بيهقی مولف آن از جمله هدايائی كه علی بن عيسی از خراسان برای هارون الرشيد فرستاده است اشاره می كند : ((دويست خانه قالی بود... )) .

در قرن سوم هجری لفظ ( قالی ) در نوشته ها وكتابها رايج شد .

 

 احمدبن يحيی بلاذری در كتاب(فتوح البلدان) كه درقرن سوم هجری تاليف شده است می نويسد:

((چون ارمنياغس پادشاه ارمنستان بمرد ، زنش به پادشاهی رسيد كه او را قالی می ناميدند و هم او شهر قالی قلا را ساخت و آنرا قالی قاله ناميد كه به معنی احسان قالی است .))

عللامه دهخدا همين مطلب را زير واژه قالی در لغتنامه از ياقوت حموی ( اوايل قرن هفتم هجری قمری) در معجم البلدان و از حمد ا... مستوفی (750هجری) در نزهة القلوب نقل می كند :((در قالی قلا فرش بافته مي شود كه آنرا قالی می نامند و قالی نسبت اختصاری است به شهر قالی قلا و قالی قلا شهری است در ارمنستان ... )).

به هر حال قالی يا قالين واژه ای است تركی ( فرهنگ عميد ) و معنی آن فرش پرزدار است و غالی در لغت به معنی نفيس ، قيمتی و گرانقيمت مقابل كم بها است .

         

 (دوره تيموريان 771-911هق)

دوره تيموريان عصر درخشان مينياتور ايرانی است . در مينياتورهای آن دوره تصوير هائی از فرش ديده می شود . در يكی از نسخه های كتاب نفيس خمسه نظامی (817-898هق) كه در موزه كاخ گلستان نگهداری می شود،مينياتورهائی كه تصويرفرش درآنها است مشاهده می شود .

در نيمه قرن هشتم هجری در باره قالی بافی شهر سبزوارروايتی از تيمورلنگ در دست است كه بيشتر به افسانه شبيه است تا حقيقت زيرا به نظر می رسد كه در باره قالی بافی اين شهر اغراق شده است ، او هنگام محاصره شهر سبزوار ، در كتاب( منم تيمور جهانگشا )گفته است :... به من گفته بودند كه در سبزوار سيصد هزار كارگر در كارخانه های قاليبافی به كار مشغولند وآنجا بزرگترين مركز قاليبافی دنيا است ، من نمی توانستم باور كنم كه سبزوار سيصد هزار قالی باف داشته باشد ولی می دانستم در دنيا مكانی نيست كه بيش از سبزوار در آن قالی ببافند .

اگر اين گفته تيمور حقيقت داشته باشد ، آمار قاليبافی شهر سبزوار در آن عهد و روزگار قابل تامل است .

 

( دوره صفويان 907- 1135هق):

در دوران صفويه اوج شكوه و اعجاب هنر قاليبافی ايران آغاز ميشود در اين عصر قاليبافی در شهر های بزرگ به خصوص اصفهان و تبريز داير می گردد . اكثر قالی های نفيس در در موزه های جهان كه از استادی ايرانيان در نقش ، رنگ و بافت نشان دارد ثمره تلاش وبافندگان و طراحان قالی ايران دراين دوره است ايران شناس شهير پرفسور پوپ در كتاب نفيس خود علاوه بر تشريح هنر اين دوران و طراحان اين زمان ياد آور ميشود كه به دستور شاه عباس هر كانون بافت فرش بايد فرش را به شيوه خود ببافد تا ويژهگيهای اصالتی و هنری فرش حفظ شود .

كريستين ويلسون در كتابش بنام تاريخ صنايع ايران اشاره به اين دارد كه : به روايتی برخی از شاهان صفوی از جمله شاه طهماسب ، خودشان در كار طراحی دست داشتند و قاليبافی در زمان او به بالا ترين حد خود رسيده بودو همچنين در كتاب راهنمای صنايع اسلامي نوشته است : در زمان شاه اسماعيل و شاه طهماسب تبريز بزرگترين مركز قاليبافی ايران بود. مراكز ديگر عبارتند از:كاشان، همدان، شوشترو هرات ، ازجهانگردان خارجی مثل برادران شرلی ، تاورنيد و شاردن و چندجهانگرد ديگر كه در زمان صفويه به ايران سفر كرده اند . در نوشته های خود با تاكيد از فرشهای اين زمان ياد ميكند . فرش تاريخی و مشهوراردبيل كه زينت بخش موزه ويكتوريا وآ لبرت لندن است . در سال 942هق و در زمان شاه طهماسب بافته شده است و فرش شكارگاه در موزه پولدي پتسولي ميلان در سال 929هق در زمان شاه اسماعيل بافته شده است كه بعد ها به اين موزه ها انتقال يافت .

كتاب ،  تهران عصر صفوی ، عاليترين قاليهای صفوی در موزههای بزرگ جهان و بعضی از مجموعه های خصوصی در خارج از كشور نگه داری می شود . در موزه فرش ايران ،موزه آستان قدس رضوی و موزه ملی ايران تعدادی از بافته های نفيس دوران صفوی به نمايش گذاشته شده اند .       

 

( دوران قاجاريه)

در دوران نادری و زنديه ، قاليبافی به سبب اقتصاد ضعيف ايران رونقی نداشت ولی پس از پايان جنگهای ايران و روس وآغاز پادشاهی ناصرالدين شاه دوباره قاليبافی رونق گرفت و تركيه بازار خوبی برای فروش قاليهای ايران شد در زمان ناصرالدين شاه تاريخ جديدی برای قاليبافی ايران گشوده شد و تجارت فرش مهمترين فعاليت بازرگانی در ايران محسوب شد . در ايران برخی شركتهای چند مليتی پديد آمدند كه كارشان خريد و فروش قالی ايرانی بود اين شركتها عبارت بودند از : شركت انگليسی – سوئيسی زيگركه نخست در سال 1878ميلادی در تبريز و سپس اراك (سلطان آباد) تاسيس شد . از پی آن شركت ايتاليائی –انگلیسی برادران كاستلی و سپس شركت تجارت قالی مشرق زمين با سرمايه گذاری بين المللی انگليسی – ايتاليائی ،روسی و آلمانی و  پس از آن كمپانی عظيم انگليسی – يونانی (شركت شرق لندن ) در كرمان آغاز به كار كرد. نتيجه كار اين شركتها در اين دوره منجر به اين شد كه در ظاهر برای تشويق صادرات فرش در واقع برای فروش هر چه بيشتر وبدست آوردن سود بيشتر قاليبافان را وادار و تشويق به بافت فرشهای ارزان قيمت ومناسب تقاضای بازارهای جهانی كردند . در همين زمان بود كه انواع تقلبهای رايج در بافت قالی ( بی گره بافی و جفتی بافی ) و وفور رنگهای شيميائی ارزان قيمت و فرار ( رنگهای آنيلينی معروف به جوهری ) شروع شد كه بعدها صدمه اين بی آ بروئی گريبان صنعت فرش ايران را رها نكرد .

 

(دوران معاصر)

در دوره پهلوی شركتهای چند مليتی بكارشان خاتمه دادند و با آنكه در اين دوره مراكز جديدی از جمله موسسه قالی ايران، مدرسه صنايع مستظرفه ،هنرستان عالی اصفهان ، شركتهای سهامی ايران تاسيس شد، باز هم آن دوره شكوفائی و مجد هنر وصنعت فرش ايران كه در دوره صفويان در سده های دهم و يازدهم موج ميزد ، به وجود نيامد .

در دوران معاصر سازمانهائی در زمينه فرش ايجاد شده اند، وجود موسسات و ارگانهای دولتی از قبيل وزارت بازرگانی باداشتن واحد هائی مانند شركت سهامی فرش ايران ، مركز توسعه صادرات ، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازر گانی ، سازمان نمايشگاههای بين المللی، وزارت جهاد كشاورزی با زير پوشش قرار دادن كليه قالی بافان روستائی كشورو ايجاد شركتهای تعاونی قاليبافی و كميته صنايع روستائی  و اتحاديه های تعاونی و مركز تحقيقات فرش و واحد های سازمانی در زمينه فرش در تهران و مركز استانها ، وزارت تعاون با ايجاد شركتهای تعاونی قالی بافی و اتحاديه های مرتبط وزارت صنايع با استقرار سازمان صنايع دستی ايران وموسسه استاندارو تحقيقات صنعتی ايران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  با دارا بودن موزه فرش ايران و سازمان ميراث فرهنگی كشور و دفاتر پژوهشهای فرهنگی ، وزارت علوم تحقيقات و فن آوری با در اختيار داشتن پژوهشگاه علوم انسانی  و مطالعات فرهنگي و گشايش دانشكده های هنر و كار شناسی فرش در تهران و برخی از مراكز استانها در قلمروفرش مشغولند .

امروزه فرشهای زينتی و ابريشمی زيادی به بازار عرضه می شود علاوه بر اينها فرشهای نقش برجسته ، دورو، حجم دار نيز در برخی از نمايشگاهها ديده می شود بافت فرشهای پرده ای بارج شمار بالا متداول است .

در اين ميان دانش فرش شناسی كه حدود يک قرن پيش در غرب پيدايش يافته بود در سه دهه اخير در ايران هم سرايت كرده است و علاقه مندان به اين رشته آنرا با جديت دنبال مي كنند .

 

فرايند توليد فرش ايران به شرح زير است :              

 

                                         مواد اوليه

 

  پشم  : گونه ای تار پروتئينی است كه از روی بدن گوسفند چيده می شود . در ايران پشم گوسفندان نژاد بختياری ، بلوچی، قره گل ، كردی ، كرمانی ، ماكوئی ، مغانی ، خراسانی ، كرمانشاهی شهرت دارد . از پشم برای خامه فرش استفاده  می شود ، بهترين خامه های فرش پشم هائی است كه در بهار از گوسفند زنده می چينند .

برای استفاده پشم در قالی بافی و تهيه خامه فرش به ترتيب پنج مرحله انجام می شود :

1-چيدن 2- تفكيک 3- شستن 4-حلاجی 5-ريسيدن پشم

كارخانه های پشم ريسی دو نوع خامه تهيه می كنند :

1- پشم يک لا تاب در فرشهای مرغوب 2- پشم دولا تاب در فرشهای معمولی بكار می رود .

در نمره گذاری الياف پشم هر چه نمره پشم بالاتر باشد ، الياف ظريفتر است .

           

ابريشم : گونه ای ديگر از تار پروتئينی است كه در اثر انجماد مواد مترشحه ازكرم ابريشم به دست می آيد ، از ابريشم در چله و خامه فرش استفاده می شود توليد ابريشم با بيش از2600سال سابقه تاريخی و كار برد آن در انواع پارچه وقالی ايران شهرت و اعتبار جهانی دارد . فعاليتهای نوغانداری در گيلان ، مازندران ، خراسان ، آذربايجان ، كاشان ، يزد و جنوب كشور انجام می شود .

استفاده از ابريشم در قالی بافی وتهيه خامه ابريشمی به ترتيب پنج مرحله دارد .

1- صمغ گيری 2- سفيد گری 3- وزن دادن 4- روغن زدن5- رنگرزی ابريشم    

 

پنبه: يكی ديگر از مواد اوليه قالی بافی است كه نخ آن در تار و پود قالی مصرف می شود، پنبه واژه ای است پهلوی و نام گياهی است ، نژاد بومی پنبه مثل  پنبه های آسيائی و نژاد های خارجی مثل آپلند و آگالا مرغوب و برای تار و پود قالی مناسب هستند پنبه پس از حلاجی يعني پاک كردن پنبه وبازكردن تارهای آنبه شكل رشته نازک و بلند در می آيد و می توان از آن برای تار و پود ;قالی بهره برد .

استخوان بندی : چهار چوب اصلی و عنصر اساسی فرش به تار پود و پرز بستگی دارد كه استخوان بندی دست بافته را تشكيل می دهد .

تار:  تاركه به اسمهای چله، تا، تون ، تونه هم گفته می شود به شبكه اياز رشته های عمودی و موازی با هم گويند كه از بالای دار قالی به پائين كشيده شده است ، تارها با فاصله معين و كشش يكنواختی و بطور يک درميان( يكی در جلو وديگری در عقب دار) قراردارد . جنس تار بيشتر از پنبه است ولی استفاده از پشم وابريشم هم امكان پذير است. در چله كشی يا تون كشی بايد محاسبه های لازم برای انتخاب نقشه ونمره نخ صورت گيرد و در ضمن تناسب نخ چله با رج  شمار فرش در نظر گرفته شود .

 

پود: الياف و رشته های افقی و موازی با هم هستند كه از ميان تارها به زاويه90درجه عبور داده شده اند و پس از هررج بافت فرش با شانه كوبيده مي شود ، تا فرش دوام و استحكام بيشتری يابد ،

جنس پود هم مانند تار بيشتر از پنبه است و ظرافت و كلفتی پود بايد بر اساس رج شمار فرش انتخاب شود .

 

پرز: پرز قالی كه به آن خواب ، خامه ، گوشت قالی هم گفته می شود ، نخی است كه از پشم يا ابريشم كه به دور تار گره می خورد . در واقع پرز و خامه همان نخ گره زنی در قاليبافی است    و به عبارت ديگر خامه قالی پس از گره  خوردن  بر روی  قالی نقش و نگار قالی  را به وجود     می آورد. خامه يا پرز قالی اعم از پشمی يا ابريشمی از لحاظ قطر، تاب و لا يكسان نيست و بر اساس نظام نمره گذاری تعيين می شود.

 

دار و ابزار : دار قالی بافی نقش (پی) در ساختمان دارد اين دستگاه در معمولي ترين شكل خود از چهار تير ضخيم به صورت چهار چوب تشكيل شده است . دو تير افقی موازی با زمين و دو تير موازی وعمود بر زمين. دارهای قالی بافی بر دو نوع كلی افقی و عمودی تقسيم می شوند. دارافقی يا زمينی از دو تير بالائی و پائينی تشكيل شده كه جنس آن از چوب است . دارعمودی به ثابت و گردان تقسيم می شود كه دار گردان خود بر دو نوع است  1-دار فارسي 2-دار ترکی همه اين دارها غير بهداشتی هستند ، زيرا در اثر چمباتمه نشستن بافندگان در پشت داركج شدن استخوانهای زانو ، ورم مفاصل پا و تنگ شدن لگن به ويژه در دارهای افقی كه در زنان باعث اشكال در زايمان می شود و به وجود می آيد ، برای رفع اين ضايعه ها و بيماريها مهندس ايرانی بنام محمد ابراهيم رجبي يک نوع دار بهداشتی درست كرده است، ساز و كار داربهداشتی بر اساس غلطكی است براي پيچيدن قالی به دور خودش اين غلطک باعث می شود كه قالی بافان در جای ثابتی نشسته و پای خود را به راحتی دراز كنند .

  

ابزار:عمل بافت روی دار قاليبافی به وسيله ابزارهائی صورت می گيردكه عبارتند از :

1-  شانه و دفتين:  برای كوبيدن پودها

2- قيچی :  براي چيدن پرزهای بلند روی قالی

3 – قلاب : برای پيش كشيدن تاروگره زدن خامه  كه بيشتردرمناطق تركی باف استفاده می شود 4- چاقو : برای بريدن رشته های خامه

5- كارد پرداخت : براي پرداخت و صاف كردن پرز هاي قالی

6- سيخ پود گذاری : برای كشيدن پود از بين تار های چله

 

رنگرزی :رنگرزی از دو روش طبيعی و شيميائی انجام می شود در ايران استفاده از رنگهای طبيعی به ويژه رنگهای گياهی پيشينه ديرينه دارد . رنگ گياهی پس از مدتی اثر پختگی دلپذيری در بافت قالی می يابد و در برابر تاثير تدريجی نور سايش و شست وشوخامی و تيرگی خود را از دست ميدهد . برای رنگرزی خامه های فرش كلافهای ابريشم و پشم را بطور معمول باز می كنند و در پاتيل رنگ فرو می برند و با فاصله های معين از پاتيل بيرون می آورند و دوباره در رنگ فرو می برند تا جابجا شود و رنگ بطور همسان  به  همه جای آن برسد آنگاه  كلاف را بيرون    می آورند و در آب شست و شوی می دهند و خشک می كنند .

 

نقشه بندی :  نقشه فرش علاوه بر اينكه از نظر هنری نمايانگر خط ها، نگارهها و تصويرها است برای نقشه بندی2 كارلازم است،ابتدا محاسبه طول وعرض فرش و تعيين شمار چله هائی    كه در اين عرض بايد كشيده شوند ضروری است . سپس بايد كاغذ شطرنجی برای طراحی فرش تهيه شود . اين كاغذ جدول بندی شده و هر مربع آن به 10خانه طولی و 10خانه عرضی تقسيم ميشود كه هر مربع كوچک علامت يک گره است به عبارت ديگر خانه واحدی است برای اندازه گيری شمار گرههائی كه برتار ها زده می شود.بعد از محاسبه خانه،رج شمار قالی هم بايد درنظرگرفته شود.بنا براين براساس نوع بافت كه متقارن(تركی باف)ياغيرمتقارن(فارسی باف)

باشد، بايد كاغذ های دلخواه كه شطرنجی چاپ شده اند انتخاب شوند . توضيح اينكه رج شمار قالی در نوع فارسی باف5/6 سانتيمتر و در نوع تركی باف 7 سانتيمتر محاسبه می شود ، بعد از اين محاسبه ها عمليات تقشه كشی آغاز می گردد .

مرحله اول : مدادی كردن طرح خطوط كلی بر روی كاغذ شطرنجی است .

مرحله دوم : تصوير كشی و رسم كردن خطهائی است كه درمداد زنی مشخص شده است .

مرحله سوم : رنگ زنی نقش و نگارهها ئی است كه در نقشه طراحی شده است .

مرحله چهارم : نقطه ، نقطه چين كردن حدود و كنارههای نگاره نقش شده بر روی كاغذ شطرنجی اين نقطه ها در هر خانه شطرنجی نماينده يک گروه است .

 

بافت :بافندگی با گره زنی  يكی است و گره زنی درقالی يعنی بستن هزاران گره كوچک و بزرگ به وسيله خامه بر تار های قالی.

 

معروفترين گرههای قالی عبارتند از:

 

گره غير متقارن ( فارسی باف ): يعنی بافتی كه پس از گره زدن از سر خامه يكی را كمتر و ديگری را بيشتر بكشند به عبارت ديگر اين گره به دور يک تار می پيچد و سر ديگر آن از پشت تار دومی بطورآزاد می گذرد. درواقع در گره فارسی، سر گره ازطرفين يكی ازتارها درمی آيد.

 

گره متقارن (تركی باف) : يعنی بافتی كه پس از بستن آن دو سر خامه را به اندازه هم بكشند،در واقع اين گره روی دو تار زير و رو به كار می رود و سر گره از وسط دو تار در می آيد .

 

گره جفتی و گره  كمانه شيب كه هر دو گره در شمار تقلب و كج روی های بافت است .

گرههای:آويز، تک تادی،آزاد،دورنگ،كمكی،مقلوب مضاعف درشمارامورتزئينی وهنری است .

لازم به ذكر است كه دكتر سياوش آزادی در كتابی بنام فرش ايران چاپ1356 ص 18 نوشته است اين باور غلط است كه اقوام ترک گره تركی و اقوام فارس گره فارسی به كار برده اند .

 

رج  شمار: معرف كيفيت و ظرافت فرش است يعنی هر قدر كه ميزان رج شمار بالا باشد فرش ظريفتراست درآذربايجان به جای رج شماراصطلاح( قابار) كه مساوی است با 14000 ريشه و در خراسان اصطلاح (مقاط) يا(مقات) واحدي معادل 12000گره بكار می رود .

 

خدمات بعد از بافت: بعد از اتمام بافت فرش پنج مرحله ديگر انجام می پذيرد:

1- تراش قالی براي يكسان نمودن سطح قالی و پرداخت آن .

2- راست كردن قالی و رفع سر كجی احتمالی .

3- شست و شوی قالی برای تثبيت رنگ و تميز كردن خامه های بافته شده

4- رفو كاری برای برخی از آسيب ديده گيهای قالی در دوران بافت .

5- بسته بندی قالی كه به آن ( عدل بندی ) می گويند .

 

                       

                           قاليهای معروف ايران

قالی بلوچی- قالی قشقائی – قالی بختياری – قالی افشاری – قالی بخارائی – قالی تيموری – قالی بلوچی زابلی – قالی زنجان – قالی لری- قالی عربی – قالی كردی  و ...

 

                    

                     (( كانونهای بافت قالی ايران ))

مشهد : قالی مشهد مقاوم و پر گوشت و دارای پرزهای بلند است . طرح فرش در اين شهر بيشتر افشان ، لچک ترنج و حاشيه پر نقش و نگار است، مقاط آن برابر با 12000گره است وهر دو گره متقارن و غير متقارن معمول است .

 

بيرجند :از نظر بافت به قالی مشهد شباهت دارد ، نقشه های رايج در بيرجند غالبا ريزه ماهی ، بته جقه ،لچک ترنج است .

 

قاين : در اين ناحيه طرح هراتی استفاده می شود ، طرح های ديگر اين ناحيه ريزه ماهی و بته جقه و ربعی سعدی است .

 

تربت جام و تربت حيدريه : اينجا محل استقرار بخشی از عشاير تيموری و بلوچ است . كه قالی های تيموری و بلوچی می بافند .اين قالی ها با گرههای متقارن فارسی باف است .

 

طبس و فردوس : اين دو ناحيه شهرت به بافت قالی عربی دارند كه با گره فارسی است .

 

سيستان وبلوچستان : زابل و زاهدان ، قالی بافی در اين دو شهر به صورت قاليچه است ، قاليچه های بلوچی سيستان مثل قاليچه های بلوچی خراسان و تركمنها است و از طرح سه قابی وسه برگی استفاده می شود .

كرمان : قالی كرمان سه پوده است و با گره فارسی بافته می شود ، در حال حاضر قالی كرمان با طرح های باغی ، ماهی درهم ، سبزيكار ، شاه عباسی ، درختی، قاب قرآنی  . البته متا سفانه در برخی از توليدات بطور كمانه شيب (بی گره بافی) استفاده می شود .

 

استان گلستان : گنبد كاووس ، گميشان ، آق قلعه: مركز استقرار عشاير تركمن در اين سه محل و نواحی اطراف آن است كه هر سه از كانونهای بافت قاليچه های تركمن هستند . قاليچه تركمنی با دار افقی و يک پوده بافته می شود ، نقشش طرحهای شكسته است و متن آن پوشيده از نگارهای هندسی ،نگارهای اصلی تركمنی اغلب هشت ضلعی است كه گاه مربع شكل و گاه لوزی است .

 

قم : شهرمذهبی قم دربافت قاليچه های ابريشمی شهرت جهانی دارد. طرحهای رايج درقاليچه های قم ، سجادهای ، اسليمی ، ختائی ، لچک ترنج ، درختی و چند طرح ديگر با رنگ های شفاف، قرمزروشن ، آبی سير ، سبز مغز پسته ای، صورتی با زمينه نخودی است .

 

قزوين : طرحهای رايج در اين شهر ستاره ای ، سماوری ، لچک ترنج و خرقانی است با بافتی معمولی و تقريبا كلفت .

 

سنندج : قاليهای سنندج مركز كردستان به قالی سنه معروف است كه بافت آن ظريف و يک پوده و با گره متقارن وغير متقارن است ، طرح اين قاليها ، وكيلی ، گل ميرزا علی ، گل محمدی ، ماهی  است .

نيشابور و سبزوار : در اين دو شهر طرحهائی با افشان سراسری يا لچک ترنج كف ساده بيشتر توليد می شود ، بافت بزرگترين قالی جهان كه در محلی در نزديكی نيشابور و برای مسجدی در عمان توليد شد به كشور عمان انتقال يافت .   

 

 

 

 

 

 

 

هنرمندان قالی در خراسان :

 

 

عمو اوغلی، صابر خامنه ای ، مخملباف، ششكلانی ، حاج عبدل ، قاضی خانی ، غيوری ، خديوی ، ارباب ، كيانفر ، حيدر پور ، اخوی ، سخاوتی ، علوی ، علی مدد ، كشميری ، شيخ پورنگی ، زرينه، شوشتری نادری و درخشش ، از استاد كاران خراسان هستند .

 

 

 

طراحان : عبدالحميد صنعت نگار ، محمد حسين فخرالواعظين مهدوی ، سيد محسن صانعی ، حسن زرين كلک، علی اكبر طرحچی ، احمد بهبودی ، محمد حسين شهيدی ، محمد شالباف ، اصغر زورمند ، محمد حسين علی پور ، احمد حسينی پورقانی  .

 

 

 

از شهرستانها : بيرجند " محمد زهرائی ، كاشمر " استاد علی پور ، گناباد " استاد صدوقی ، طبس "استاد فتحی ، نيشابور " فكور ، گنبد "نياز محمد نيازی ، استاد فرش تركمن .

 

 

حكايت هنر قاليبافان ايران ، حكايت تجلی دلهای عاشق وتبلور ذوقهای     سرشار است .

 

قالی سبزوار

 

بيهق سبزوار همانطور كه در صفحات قبل ذكر شد يكی از مهمترين اركان قالی جهان بوده و خواستيم نيم نگاهی به قالی اين شهر مخصوصا يكی از روستاهای اطراف آن بپردازيم و دليل ركود وانحطاط قالی را در اين شهر برسی كنيم روستای عريان همان طور كه از نامش پيداست اين روستای خالی و برهنه است البته در سالهای نه چندان قبل اين گونه نبود ولی دست تقديروروزگار اين روستا كه انگار از قبل ميدانستند وچنينش نام نهاده بودند اينگونه شده است به دليل فقرو دوری از شهر سبزوار، اين روستا در 80 كيلومتري از مركز شهر سبزوار واقع است واز روستای حارث آباد محل زندگی مورخ بزرگ سبزوار ابوالفضل بيهقی می گذرد و پس از گذشت چندين روستای ديگر به آن می رسيم در واقع فقط در زمان عيد نوروز می توانيم شاهد جمعيت واقعي اين روستا باشيم زيرا هشتاد درصد از مردان اين روستا به  شهرها پناآورده اند و در غربت به كار مشغولند و به علت فقر و مخصو صا متجدد گرائي و تمدن زدگي به ديار غربت شتافته اند و از كسانی كه به خودشان هم كمک نمی كنند در خواست كار و كمک دارند در تضمين سخنانم ياری از شعر استاد بزرگ مهدی اخوان ثالث می گيرم .

 

[سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت   

                                سرها در گريبان است

 

كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد نتواند

كه ره تاريك و لغزان است

و گر دست محبت سوی كس يازی

به اكراه آورد دست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است.]

 

اتفاقی كه برای قالی بافی اين روستا افتاده است تقریبا می توان گفت در تمام روستاها و حتی شهر سبزوار رخ داده است اولين قالی كه در اين روستا بر دار شد قالی بلوچی بود كه يكی از مهمترين و معروفترين قالی های ايرانی است.

 قالی بلوچی : پنجاه سال قبل در روستاي عريان عدهای از مهاجرين بلوچستان به قسمتهای شمالی تر كشور كوچ كردند آنها از قحطی و گرسنگی به سمت كاشمر و سبزوار و در نهايت روستای عريان آمدند مردی بنام ( حسن ساربان) كه با خود هيچ چيزی نداشت و يكی از فقير ترين مردان بلوچ بود قالی زمينی بلوچی را آموخته بود و از نداری و بدبختی به آموزش مردهای روستابه قالی بافی پرداخت بعد از چند سال بزرگان دختری را از روستا به اجبار به همسری اودرآوردند كه البته آن دختر به هيچ وجهی راضی به اين ازدواج نمی شد اما به علت فقر حسن ساربان مردها اين امر را واقع گردانيدند بعد از ازدواج حسن ساربان غير از آموزش و بافتن قالی كشاورزی و دامداری را پی نهاد و در كاشت ترياك يد طولايی داشت وازاين جهت ثروتمند شد و هم اكنون پس از گذشت چندین سال يكی از ثروتمندترين مردم سبزوار است،تقريبا تمام زمينهای روستا ها و زمينهای زراعتی وآبهای اين قسمت از سبزوار جزو املاک او است او قالی بافی را به زنها و مردها آموزش داد و آنها را به بافتن قالی بلوچی گمارد. اندازه قالی بلوچی1در2 متر بوده واز رنگهای تيره در آن استفاده می شد . زيرا امكانات رنگ رزی در آنجا نبود و تمام مراحل قالی را شخصا انجام می دادند و حتی می شد از كار بافتن چادر شب، سفره نان، پارچه لباس و حتی كفن نام برد به همين دليل هم از رنگهای محدود وتيره استفاده   می كردند.

 روش بافتن قالی افقی بر عكس قالی عمودی است يعنی اول نخ زير و بعد نخ رو را ميگرفتند طره قالی بلوچی دومرحله بيشتر نداشت .

1- گليم 2-  نقشه

                                                                                                               در آن زمان نقشه به صورت نقشهای امروزی نبود پس يا بيشتر بافندگان ذهنی ميبافتند و يا از پشت قالی بافته شده قبلی نقشه را می خواندند.

 قالی بافان 3 درجه دارند 1-  پركن 2- گلچين-   3- استاد

پركن : كسی است كه بعد از اين كه گلچين قسمتهای سخت و گل قالی را بافت جاهای خالی را كه معمولا از اين رنگ استفاده می شود پر می كند تا گلچين خسته نشود .

گلچين: كسی است كه نقشه خوانی نمی داند ولی با راهنمایی استاد می تواند گل قالی را ببافد. 

استاد : كسی است كه تمامی مراحل قالی بافی را ميداند از جمله نقشه خوانی تون كشی .  

قالی بافان اين سه درجه قيمت كار روزانه آنها متفاوت است .

                                                                                                                           (( اصطلا حات قالی بافی در سبزوار))

 

جاخود : يعنی گره اين رج همرنگ گره رج قبلی زير .

 

پيشرفت : به تعداد و رنگی كه استاد می خواند به طرف جلوه تا وسط قالی گره می زنند .

 

پيش آمد: به تعداد ورنگی كه استاد می خو اند به طرف عقب و كناره های قالی گره می زنند.

 

 

نقشه یک قالی 8 مرحله دارد به ترتيب .

 

  1- گليم 2-  لور يا لبه 3-  زنجيره 4-  بالشيه يا بالاحاشيه 5- آرشيه يا حاشيه 6 - بالشيه         7 - زنجيره 8 -  كل سرآر شيه 9 - نقشه

 

وقتی بافندگان می بافند استاد هر چند وقت يكبار فرش را متر می زند كه گلچين يا پركن شل تر يا محكمتر نبافته باشند يا با شا نه يا دفتين يكی آهسته و يكی محكمتر نكوبيده باشند و فرش كج بافته شود به فرشی كه كج بافته می شود اصطلاحا سر كج گفته  می شود و طبيعتا قيمتش با فرش سا لم متفاوت است .استاد متر ميزند كه اگر  مشكلی باشد تا قالی بازاست آن اشكال را رفع نمايد و زحمت چند ماهه را هدر ندهند .

 

 

 

طريقه بافتن نقشه ها اين گونه است .

 

هر قالي معمولا 10 نقشه می برد و استاد 5 نقشه در دست دارد وقتی تا نقشه قالی را بافتند يعنی اواسط مرحله نهم كه نقشه قالی است، نقشه ها را برعكس كرده دوباره می خواند يعنی به عبارت ديگر نقشه 6همان 5 برعكس است و نقشه 7 همان4برعكس تا نقشه دهم كه همان1برعكس است.

 

رنگهایی كه هم اكنون  در قالی بافی استفاده می كنند بنا به هر شماره يک رنگ وجود دارد و در هر جای اين روستا هر شماره مخصوص يک رنگ دارد .

1- خرمایی 2- قهوه ای 3- جوزی 4- كرم 5- نخودی 6- پسته ای پررنگ 7- طوسی8- ابريشم پسته ای 9- لاكی 10- ابريشم خرمایی 11- ابريشم كرم 12- ابريشم سفيد 13- تخم آ شی         14- طلایی 15- نخودی پرنگ 16- ابريشم زرد 17- موشی پرنگ 18- موشی كمرنگ          19- دوغی كمرنگ 20- دوغ21- بنفش22 - گل خار23- ابريشم مسی24- ابريشم گل خار كم رنگ 25 -و

به علت نبودن رنگهاي ديگر بعضي از قسمتها را از یک رنگ استفاده می كنند البته اين نوع

در نقشه تبريزی و تركی بافت است ولی نقشه فارسی بافت رنگ نقشه بيان كننده رنگ قالی است چندين سال پيش در روستای( بوچ ) يا بهارستان كنو نی استادی بود بنام( حسين كريمی) كه دستان سريعی در بافتن گرهای قالی داشت می گفتند او می توانست يک كيلو گندم جلوی مرغها و خروسها بريزد و با سرعت چيدن دانه با نوک مرغها او بر قالی گره ببافد .

 

 در روستای عريان استعمار گران قالی براي پركردن جيب خود طرفندی می زنند :هر دختری كه قاليش را زودتر بياندازد و قالی جديدی بر پا كند استاد تر است و بعد ها اين رسم شد و حتی مردهای جوان برای ازدواج به آن دخترها راغبترمی شوند ولی چه سود كه در آن دخمه های تنگ وتاريک دخترها از خستگی وحتی نديدن نورخورشید بيمارمی شوند وهمان باعث می شود كه خواستگار برايشان نيايد زيرا هم چشمانشان ضعيف است وهم كمرشان غوز و زانو درد دارند ازنظرآنها نگران كننده ترين قسمت بافت قالی اول آن است زيرادراین فكرند كه اين قالی كی تمام می شود تا راحت بشوند ولی ديری نمی پايدكه قالی جديدی بر پا می گردد.

 

قالی عمودی : كلبه عباس يا كربلائی عباس اولين كسي بود كه قالی عمودی را در اين روستا داير كرد او اين حرفه را در زندان آموخته بود و در روستا های اطراف هم گسترش داد تمام دخترها عاشق بافتن قالی بودند اما چندی نگذشت كه به استعمارشان توسط اشخاص بخصوصی كه بدون ترس از هيچ ارگانی كار خود را انجام می دهند . زيرا مطمئن بودند كه هيچ يک از مقامات مسئول گذرشان هم به اين روستا های دورافتاده نمی افتد البته  جهاد سازندگی دست استعمارگران قطع کرد وخود دارهای قالی را در روستاها بر پا ساخت و اين قالی ها( قالی جهادی) نام گرفت ولی آنها شرايطی سخت ترازاستعمارگران بر دختران بي كس وبی چيز وضع كردند كه باز دخترهای قاليباف ترجيحا به همان استعمار گران پناه آ وردند زيرا دختران از استعمار گران قالی پس ازبافتن وتحويل تا 3 ماه پولی دريافت نمی كردند و بعد از3 ماه پولشان را با دردسروهزارمنت و حتی توسل به دروغ از چنگ استعماريون خودی ونه حتی بيگانه كشور ديگر درميا وردند تا شايد بتواند چشم ضعيف خود را مورد عمل جراحی  قرار دهند يا ديسک كمر زانو وامثال آن و اگر در قالی های بعدی چيزی می ماند قطعه ای برای جهاز خود می خرند كه شايد روزی مردی هم در خانه اين دختر به تاراج رفته را بزند،اما جهادی ها هر گاه قالی بعدی را تحويل بدهی پول قالی قبلی ات را می دهند آن هم با هزار ايراد وكم كردن پول اصلی هم از جهت خامه، نقشه و دار، غيره .

ساعت كارآنها در زمستان 6 صبح تا 8 شب است يعنی در تاريكی قبل از صبح به پشت قالی می روند و در تاريكی شب ازآن اتاق تاريک و نموركارگاه خارج می شوند تا بتوانند قبل ازعيد قالی را بيا ندازند كه شايد با منت و سختی قبل از تحويل سال پول خود را از ملوندی ها و لاری ها 

( استعمار گران ) بگيرند تا شايد خوراک و پوشاكی برای عيد خانواده تهيه كنند .

بسياری از آنها برای زودتر انداختن قالی شبها سخت كار می كنند وبيهوش شدن آنها در پشت قالی چيزی است معمول اما چاره ای نيست مجبورند قالی را زود تر بياندازند تا قالی جديد را پر پا كنند استعمارگران ميدانند چقدر پول به آنها بدهند تا هميشه محتاج باشند كه در طول سال تعداد بيشتری قالی ببافند .

تا جائی كه دختران می خواستند قالی را بخرند و شخصا در شهر های ديگر بفروشند اما خانواده هايشان معتقدند كه اين كار حرام است چون آقايان (ملوندی ها و لاری ها) نمی توانند سودشان را بردارند .

نام و نقش قاليهای سبزوار تبريزی است و بعد از بافته شدن قاليها را به تبريز فرستاده و به نام تبريزی مارک خورده و فروخته يا صادر ميگردد .

در حال حاضر(1385شمسی) به دو بافنده بعد از اذيت و آزار سيصد هزار تومان ميدهند برای سه ماه كار مداوم 6صبح تا8 شب بدون ديدن رنگ خورشيدهرماه تقريبا پنجاه هزار تومان درصورتی كه همان قالی مثلا تبريزی در خارج از كشور به قيمت هفت ميليون تومان   صادر ميگردد .اين واقعا استعمار واستحمار نيست البته كه دوران برده داری هرگز در هيچ كجای دنيا از بين نميرود فقط نام و قوانينش تغييرميكند قبلا ارباب ورعيت بود الان سرمايه دار و كارگر به عنوان مثال بجای برده كلمه مؤدبانه كارگر را بكار می برند و تغيير در قوانين آن از نظر من اين است كه بردهها در قديم نمی توانستند به خانه هايشان باز گردند ولی كارگران امروزی يا بهتر است بگويم بردگان متجدد می توانند شب را با خانواده خود كه هر كدام به نوعی برده اند سپری كنند ولی صبح به سرعت به سوی وظيفه خود كه پر كردن جيب سرمايه دار است بشتابند بدون اينكه خود بدانند و حتی مقابله با اين امر را بسيار زشت و حرام ميدانند زيرا استعمار گران اين گرگ ضد فرهنگ را درلباس ميش به فرهنگ لعابدار تبديل می كنند ((كه ماهم بايد زن و بچه مان را نان دهيم )) و حتی دختران روشن فكر نسبت به ديگر دختران و از كار كردن برای اين اربابان نوعی خسته شده بودند مادرشان در نبودن آنها به ارباب اجازه می دهد كه دار قالی را بر پا كند و فرزندان خود را در كار انجام شده قرار ميدهد زيرا ارباب باترفند جديدی مادر ساده لوح را كه خود هم در گذشته دختری قاليباف بود باكمی تغيير قوانين اربابی ((عجز و ناله)) او را بفريبد و بار ديگر جيبش را پر كند . چقدر جالب است كه هنوز در اين روستا دختران به مرد استعمار گر نادانسته ميگويند ارباب، ارباب اين رب النوع آزمندي و حرص و طمع كه از اساطير كهن تا كنون زنده ، محكم و استوار بر سر مردم بی پناه وبی سواد ميزند و آنها از او تشكر هم ميكنند و برای گرفتن حقشان بارها از او عذر خواهی ميكنند . دختران حاضرند سنگ بر پشت بكشند ولی اين قالی را نبافند،قالی كه آمده بود به كمک دختر در جمع كردن جهاز و پول برای ازدواج، حال برای دختر كه ميگويد : نميدانم چند سالم بود كه قالی می بافتم فقط می دانم قدم به پشت قالی نمی رسيد ،خاله ام مرا بلند می كرد و پشت قالی می نشاند ،بيماريهای گوناگون به همراه فرار خواستگارها برايش به جهازآورده است ، با گيسوان سفيدش و خون سر انگشتان خود قالی را می بافد و رنگ می كند ، هنوز پشت دار قالی به خواستگار فكر ميكند و به رهائی از بافتن قالی ای كه تمام دنيا دوستش دارند نه قالی باف آنرا  !   

نمی توانند جلوی رفتن پسر ها را به شهر بگيرند زيرا پسرها همسر سالم ميخواهند وآنها        نمی خواهند بدانند كه همسراو خواهر ديگريست و خواهر او همسر ديگری، بجای مقابله با استعمار گر،دختران را تنها رها می كنند و(( دختران شهر كه حداقل سالمند )) را شعار می سازند و دختركهای شرقی كه تنها خود می دانند در چه باتلاقی افتاده اند وهيچ كس صدای آنها را از پشت گرههای قالی نمی شنود، خون سر انگشت او را شيميائی می پندارند و قالی او را لگد مال ميكنند و خوشحالند ، چه بگويد ؟ و چه بكند ؟ من حق می دهم به او كه می گويد :ما هر شب پشت دار قالي، كسي كه قالي بافي را به اينجا آورد نفرين ميكنيم .   

                         

 

                      

                                                                             حمید رضا مشکانی                                 

 

 

 

 

 

 

                          (( منابع وماخذ)) 

 

1- تاريخ طبري : ابو جعفر محمد بن جرير طبري                         

2- تجارب الامم :ابو علي مسكويه – ترجمه ابوالقاسم امامي   ص 325و326        3- كتاب احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم: محمد بن احمد مقدسي. ترجمه: علي نقي منزوي

4- مسالك الممالك :ابو اسحق ابراهيم بن محمد اصطخري –به كوشش ايرج افشار

5- صوره الارض : ابن حوقل- دكتر جعفر شعار .

6- تاريخ سيستان : به تصحيح ملك الشعراي بهار

7- تاريخ بيهقي :به تصحيح دكتر علي اكبر فياض – مشهد دانشگاه فردوس .

8- تاريخ صنايع ايران :كريستين ويلسون – ترجمه عبد ا... فريار .

9- راهنماي صنايع ايران :كريستين ويلسون – ترجمه عبد ا... فريار  .

10- فتوح البلدان :احمد بن يحيي ابلاذري . دكتر محمد توكل .

11- لغت نامه دهخدا .

12- منم تيمور جهانگشا : مارسل بريون . ذبيح ا... منصوري .

13- فرش ايران- چاپ 1356 ص 18

14-... و تعدادي از ساكنين روستاي عريان واقع در 80 كيلو متري جاده قديم سبزوار، كاشمر.مهناز خاكشورمحمد آبادي، غلامرضا چهارهفته،عليرضا واقفي، فرشته ترابي، خديجه خاكشور، طاهره خاكشور، ذبيح ا...ترابي، حسين چهار هفته ،اشرف حسينيائی و...