خط ثلث

 

 محقق :مرجان مهاجرپاریزی

 


  

خط ثلث

 

 

 

 

مقدمه:

 

هنر خوشنویسی با فرهنگ ، ادب و تاریخ این سرزمین عجین شده است. تجلی گاه شکوهمند آن را در کتابت کلام نورانی قرآن مجید، کتیبه های معماری اسلامی ایرانی، سنگ نبشته ها و حکاکی های به جا مانده می توان دید. هر از گاهی که از مقابل بنایی تاریخی یا مکان یمقدس و مذهبی می گذریم خواسته یا ناخواسته و بر اساس فطرت زیبایی طلبی انسان ، لحظاتی چند ایستاده محو تماشای کتیبه های ثلث می شویم که بر مناره ها، سردرها و گنبدهای فیروزه ای و درودیوار این مکان ها خودنمایی می کنند.

تیتوس بوکهارت، نویسندۀ آلمانی کتاب هنر اسلامی می گوید: ((شریف ترین هنر بصری در جهان اسلام خوشنویسی است و کتابت قرآن ،هنر مقدس علی الاطلاق محسوب می شود. ))1

آن ماری شیمل ، اسلام شناس و خط شناس شهیر و معاصر آلمانی نیز می گوید: ((بخش اساسی از تمامی پیکرۀ فرهنگ جهان اسلام ، هنر خطاطی است.))

در دنیای اسلام ، اولین هنر- هنر اصلی همان خطاطی است و کمتر خطی است که آهنگ ، بازتاب و زیبایی کلام خود را به صورت نوشته ، چون خطوط اسلامی نشان می دهد. به نظر می رسد طنین و صوت زبان فصیح عربی را از لابه لای حروف متنوع، با صلابت و زیبایی ثلث فقط با دیدن می توان حس کرد و این نخستین عامل مشترک و هماهنگ کنندۀ هنرهای اسلامی در تمام دنیای اسلام است.

 

 

1. بوکهارت،تیتوس،هنر مقدس،ترجمۀ جلال ستاری،تهران ،انتشارات سروش.1369،ص 150

پیشینۀ این خط به دوران حکومت عباسیان بر می گردد، اما به طور جدی و کلاسیک توسط ابن مقلۀوزیر در قرن چهارم ه.ق پایه گذاری و به دست پرتوان ابن بواب به مقیاس سنجیده و بر زیبایی هایش افزوده گشت و بر اثر تلاش های چشم گیر یاقوت مستعصمی به کمال رسید. نابغۀ عالم خوشنویسی ابن مقله- از خط کوفی شش خط مستقل دیگر را به نام اقلام سته (ششگانه) محقق،ریحان،توقیع،رقاع،ثلث و نسخ بنا نهاد ، که در این فرصت به طور موجز و مختصر به معرفی زیبا ترین و ماندگارترین آنها که ثلث است می پردازیم.

هر خطی در گذر زمان بر اثر ناخوانی و دشواری و یا حتی نازیبایی و ناملایمان عدیدۀدیگر به ورطۀفراموشی افتاده و منسوخ می شود و در بهترین حالت ممکن ، نمونه هایی از آن خطوط را در بعضی موزه ها می توان یافت، اما ثلثل به دلیل صلابت ،استحکام و زیبایی همراه با آزادی بسیار زیاد ترکیب حروف و کلمات یک استثناء است.

بر همین اساس است که این خط را ام الخطوط و سیدالخطوط نام نهاده اندوثلث پس از گذر سالیان دراز و تحمل مصائب و مشتقات فراوان همچنان پویا و مقتدر به حیات طیبۀ خویش ادامه  می دهد.

 در مورد وجه تسمیۀ ثلث نظریه های گوناگونی ابراز شده اما نظیریۀ ابن مقله از همه نزدیک تر به واقعیت است. او می گوید : ((چون نسبت به قلم طومار،دراین خط ،ثلثی از حروف ،سطح و بقیه دور است ، آن را ثلث نامیده اند.2 ))

 

 

2. طومار: قلمی که خلفا آن را برای مکاتبات و غیره می آموختند ولی امروز منسوخ شده است.

 

 

خط ثلث: (از نظر صبح الاعشی)

 

 

قلم ثلث یا ثلث (به حذف مضاف)آنستکه با آندر ورقی بقطع ثلثین نویسند و کتاب در نسبت ثلث اختلاف کردندکه آیا باعتبار تقریر و بسط(سطح و دور) است، یا باعتبار یک سوم ساحت قلم طومار و قط این قلم محرف است زیرا که در نوشتن آن احتیاج به تشعیرات (دنباله های تند و تیز و موئین ) است که جز با نیش قلم حاصل نشود. و این خط بخلاف محقق بیشتر مایل باستداره و دور است . و تردیس(سرک)در آن لازم است در حروف الف مفرد و جیم و طا و کاف و لام مفرد و اول ، ودندانه های بلندی که در ابتدای حروف قرار گیرد،(          

                                                  ) و گره های صاد و طا و عین و فا و قاف و میم و ها و واو و لام الف محققه باز است و در آن طمس (گرفتگی ) به هیچ وجه جایز نیست.3

 

انواع خط ثلث:

ثلث بر دو نوع است:

1. ثقیل 2. خفیف

ثقیل:

توضیح آن در بالا آمده است.

خفیف:

که خفیف ثلث هم گفته می شود . آن است که در ورقی به قطع نصف نویسند و اشکالش مانند ثلث ثقیل است و اختلافی ندارد جز آنکه مقادیر حروف آن اندکی دقیقتر و لطیف تر از ثلث ثقیل می باشد و تفاوت بین این دو قلم را بعضی چنین گفته اند: منتصبات و مبسوطات در ثقیل هفت نقطه و در خفیف پنج نقطه است و اگر باز اندکی از این مقدار کم شد، قلم لؤ لؤی نامیده می شود.

 

3. فضائلی . حبیب الله. اطلس خط.1362 .چاپ دوم .انتشارات مشعل اصفهان

ویژگیهای خط ثلث

-   شمره ها یا تشعیرات: دنباله های تند و تیز و موئین که با نیش قلم حاصل می شود. بدین صورت که انتهای حروف منتهی به دنباله ها و رشته های باریک و سرازیر که در حال پیچیدگی و گاهی هم رها شده است،دیده می شود.از لحاظ ضخامت شمره بر دونوع است. یک نوع که از ابتدا تا انتها باریک و یکنواخت است و نوع دوم که از ابتدا تا انتها ضخامت آن کم شده تا به حداقل آن برسد.

-   ترویس یا سرک: دندانه هایی که در ابتدای بعضی حروف چون الف،را،دال،جیم،کاف و ها قرار داده می شود ، که به  دو صورت سرک با نوک تیز و روبه پایین و سرک با نوک پهن نوشته می شود.

-   الف های سترگ ، رشید و زیبا که چونان ستون هایی بقیۀ حروف را در برگرفته اند و گاهی به صورت های مختلف از جمله اریب و نیم دایره نیز بکار می رود.

-   یاهای معکوس که گاه در طول یک کتیبۀ چندین متری کشیده شده اند و همراه با الف ها چونان تاروپودی محکم،استواری و صلابت این خط را به رخ می کشند.

-   نقطه: شکل نقاط در این خط با نستعلیق و بعضی خطوط دیگر متفاوت است . بدین صورت که شکل نقطه ها مربع یا مستطیل بوده چهار زاویۀآن کاملاً تیز و مشخص نوشته و بر این تیزی تاکید و اغراق می شود.دربعضی مواقع  به اقتضای ترکیب ازنقاط دایره ای شکل نیز استفاده می شود که بر زیبایی یک ترکیب دو چندان افزوده می شود.

 

قابل ذکر است که برای یک خوشنویس چیره دست ،قلم ثلث چه در کیفیت و چه در تراش هیچ فرقی با قلم ها دیگر از جمله نستعلیق نداشته بلکه تداوم و ممارست در ثلث دست نگارنده را در نگارش بقۀ خطوط توانمدتر می سازد. این خط در کشورهای مختلف از جمله ترکیه،عراق،مصر،سوریه و ایران رواج داشت.

وجه تسمیه:

اهل قلم در تسمیه (نامگذاری)ثلث و همچنین ثلثین و نصف،اختلاف دارند و درآن دو نظر است: نظریه اول  بنابرنقل صاحب ((منهاج الاصابه)) از ابو علی بن مقله وزیر است که طومار تمامی حروفش مبسوط و مستقیم ، و غبار الحلبه همه مستدیر است. سایر اقلام به مقدار نسبتی که از این دو قلم از سطح و دور دارندسنجیده می شودو ثلثین و ثلث می گویند،یعنی ثلث نسبت قلم طومار یک سوم از حروفش سطح و بقیه دور است و بدین جهت ثلث نامیده شده است.

نظریه دوم آنستکه مقدار مساحت عرض قلم طومار ،برواحد موی استر که 24 موی است ملاک تقسیم و نسبت سایر اقلام بوده باشد چنان که بیان آن گذشت- و بنابراین یک سوم از بیست و چهارموی را که 8 موی می شود قلم ثلث گفته اند.

مذهب و نظریه اول ، اساس کار ابن مقله برای هندسی کردن و تحت قاعده در آوردن خطوط بوده ، و او قلم طومار را به روش تحقیق تماماً سطح و قلم غبار را تماماًدور قرار داده، و دوازده تای دیگر را که خود انتخاب کرده از روی این دو قلم سنجیده ، و حدود هر یک را مشخص داشته است. و چنانکه مؤلف صبح الاعشی گفته است روایت کنندهنام سایر اقلام را نبرده و دوازده قلم دیگر معلوم نیست. و پیداست که این محاسبه و تناسب قبل از ابن مقله نبوده و از ابتکارات اوست.

رسالۀ عبدالله صیرفی در نامگذاری ثلث گویا است: اما قسم دوم را ثلث نام نهاده اند بدانسبب که هر که این خط دانست ثلثی از دانسته باشد. از بهرآنکه اول محقق میباید دانست و دیگر ثلث . یا از آن جهت آنرا ثلث نام نهاده اند که نسخ تابع اوست.

از این عبارت چنین فهمیده می شود که خط ثلث به نسبت محقق و نسخ ثلث نامیده شده است.و از طرفی نیز سطح و دور ثلث عکس محقق است یعنی در ثلث چهاردانگ دور و دو دانگ سطح میباشد.

هفت قلمی در تذکرۀ خود می گوید: قسم دوم را ثلث نام نهاده اند بدانکه هر که این خط دانست ثلثی از خط دانسته باشد از بهر آنکه اول محقق که به خط کوفی و معقلی مشابه است میباید دانست و از این جهت آنرا ثلث نامیده اند که نسخ تابع اوست.

 

درجه و مرتبه:

مرتبه پیدایش خط ثلث در مرحله سوم از طومار ، و طومار در مرتبه سوم از کوفی به وجود آمده است و این سخن از مطالب پیش و سلسلۀ خط ثلث آشکار است.

و از جهت رسائی و سهل خوانی در مرتبه چهاروپنج از نسخ،ودرسهولت نوشتن پنج و شش از شکسته ورقعه و از لحاظ زیبایی به درجۀ سه و چهار

از نستعلیق ، و به روی هم خط درجه پنج میباشد.

 

کتیبه نگاری

نوشتن هر نوع خط از انواع خطوط اسلامی به صورت کتیبه ممکن است ، و از اینرو کتیبه های کوفی ،ثلث،محقق،نستعلیق را از دیر زمان تا کنون در بناهای باستانی می نگریم و این فن در عصر ما در ممالک اسلامی رایج و متداول است و نگارنده تا امروز تعداد زیادی از اینگونه  به خطوط مختلف حتی به نسخ و ریحان نوشته است. ولی خط ثلث در کار کتیبه از زمانهای قدیم تا کنون بیشتر رواج داشته است ، و این بدان جهت است که خط ثلث باکاشیکاری و طرحهای نقاشی و رنگ ها هم آهنگی خاصی پیدا می کند که خطوط دیگر به پای آن نمی رسد و چون خط ثلث درشت اندام و با حرکات گرم گوناگون از فاصله دور چشمگیر تر و با شکوهتر است، اغلب کتیبه ها با این خط نوشته  و دیده می شود.

کتیبه های ثلث در بناها و آثار باستانی در کشورهای اسلامی فراوان دیده میشود و آیات قرآنی و احادیث نبوی یا اشعار و عناوین از در و دیوار آن بناها جلوه گری می کند،ودر حقیقت امر، ایمان و عقیده با هنر خط و نقاشی و کاشیکاری دست بهم داده و بهشتی بانزهت و دلگشاد و گویا بوجود آورده است.

در شهرهای مهم کشور ایران کتیبه هایی از زمان سلجوقیان و تیموریان مخصوصاً از سلسلۀ صفوی به جای مانده است از مقایسه کتیبۀ هردوره با دورۀ بعد از خود معلوم می گردد کتابه نویسی عصر صفوی بر دورانهای پیشین برتری داردو ترقی این هنر مشهوداست.

 این کتیبه ها در واقع نمونه های کامل و سر مشقهای عالی و ممتاز برای کتیبه نگاران دوره های بعد شده است که تا امروز ازآنها پیروی می شود.

کتیبه نگاران نامی و طراز اول عهد صفوی : حافظ هروی،صحیفی جوهری،نظام اصفهانی،علی  رضا عباسی،عبدالباقی تبریزی،محمدصالح اصفهانی،محمدرضاامامی،باقر بنا،محمدحسن امامی،علی نقی امامی،عبدالرحیم جزائریبوده اند که آثارشان در ایران به تخصیص در اصفهان دیده می شود. بعد از این هنروران ، یک تن به نام محمد باقر شریف شیرازی که در زمان قاجاریه می زیسته هنر کتیبه نگاری را به پا یه  ومایه زمان صفوی رسانده و آثار نسبتاً زیادی در اصفهان به یادگار گذاشته است(در مسجد سید و مقبرۀسید و مسجد رحیم خان و مسجد رکن الملک و غیره).

 

طریقه نگارش کتیبه:

معمولاً و بنابر اکثر نوشتن کتیبه ها ، در جهت طول و به مساحت چندین متر است که برای اطراف در ورودی و یا محراب ، و دور و بر صحن و یارواق و حرم و غیره تهیه می شود. ولی گاهی تک لوحه ها و قطعه هایی به مناسبت محل نیز به خط ثلث و غیره نوشته و می نویسند که آن هم از اقسام کتیبه به شمار می آید. ودر هر حال و هر قسم ، خطاط  علاوه بر رعایت کامل قواعد ، باید بر کتبه نگاری قدرت و تسلط کافی داشته باشد و آن محصول تمرین و تجربه زیاداست. و نیز باید بداند که قلم کتیبه از حدود نوشتنهای معمول و متعارف می گذرد و تسلطی جداگانه و خاص لازم دارد. کسی در این کار موفق می شود که ذوق و سلیقۀ بیشتر و صبر و حوصلۀ وسیعتر بکار بردتا آنکه بتواند تارو پود کتیبه را به نحو احسن به هم بیاورد و هر کلمه و شکلی را به جای خود بنشاند ، و رعایت خلوت و جلوت و سایر جهات زیبایی آنرا بنماید، و نکات زیر را مرعی دارد:

1.   عبارات یا عبارتی را که باید درزمینۀ چندین متری یا در ترنجها و لوحه ها و به اشکال هندسی از مربعات و مستطیل ها و دایره ها و غیره بنویسد، چون محدود و معین است. حساب طول و عرض جا،درشت و ریزی قلم لازم است تا از روی حساب و میزان الگو و مقیاس کوچکتر بدست آورد و با مداد کور(کم رنگ ) در متن کتیبه بگنجاند و آنگاه که خاطر جمع شد همان خط مدادی کم رنگ را روشن و قرض و محکم سازد ، و یا باقلم و مرکب رقیق روی مداد ها بنویسد. در این صورت اخیر یعنی نگاشتن با قلم و مرکب اصالت خط و گردشهای دقیق آن بهتر ظاهر می شود و سعی کند نهایت سلیقه را در بکاربردن شکلهای متنوع خط ثلث معمول دارد. و در تنگنای گنجانیدن ازاندازه های معمول و صحیح و کلمات نکاهد ، بلکه با دقت فکر و زبردستی از مضایق آن بیرون آید که یکی از جاهای بروز هنرمندی همین موارد است و گاه لازم می شود که حرفی یا کلمه ای را مقدم بنگارد تا جای دیگر کلمات قبل از آن معین گردد.

2.  اکثر کتیبه ها کلماتش در دو ردیف مرتب می شود و گاهی از نظر موقعیت جا و از لحاظ جمله ها ناچار در سه ردیف باید قراردهندکه البته کار و زحمت کتیبه دو برابر می شود و برای تعیین ردیفهای منظم خط کشی لازمست. و هر گاه نویسنده بخواهد در وسط کتیبه کمربندی قرار دهد ،گنجانیدن کلمات محتاج دقت بیشتر است. ودر صورتی کمربند تشکیل می شود که یاءهای مفرد و آخر ،در عبارت وجود داشته باشد تا بتواند با نوشتن معکوس آنها (یاءراجعه) کمربند تشکیل دهد. در این مورد باید اول خط وسط (خط کمربندی )را بکشد و بعد از آن حروف و کلمات را در بالا و پایین آن منظم کند.و اگر لازم شود که خط کوفی همراه ثلث بنویسند چنانکه در کتیبه های متقدمان دیده می شود خط کوفی را به قلم ریزتر بالای ثلث می نگارند بطوری که از لابه لای فرارشته های ثلث بگذرد و اینگونه کتیبه به اصطلاح کاشیکاران (مادر و بچه ) نام دارد. نگارنده چندین کتیبه بر این روش نگاشته است و چند کتیبه هم با افزودن ترجمه آیات یا حدیث به خط نستعلیق ترتیب داده، یعنی با سه نوع خط نوشته است که این گونه کتیبه از متقدمان دیده نشده و بی سابقه است.

3.  اکثر کتیبه نگاران آسان خوانی و واضح بودن آن را کمتر رعایت کرده اند، ولی نگارنده را عقیده بر ضرورت و لزوم آن است. و کاتب باید سعی کند بهر حال حروف و کلمات را مقدم و مؤخر نسازد و هر یک را به جای خود قرار دهد و حتی الامکان از فشرده و متداخل تنگ در تنگ خودداری نماید، زیرا کتیبۀ مطلوب و مرغوب آنست که از همه نظر و جهات ملایم طبع و موافق  ذوق سلیم بوده باشد.

4.  پس از اینکه کار نوشتن به پایان رسید نوبت به طراحی و گردانیدن ختائی درزمینۀ خط می رسد که آن بعدۀ طراح و نقاش است. پس از این مرحله کتیبه را بر روی قطعات کاشی نقل می دهند و دو نوع معمول است یکی معرق و دیگری به اصطلاح کاشیکاران هفت رنگ. برای هفت رنگ اطراف خط کتیبه را سوزن کرده و با گرد زغال از روزنه ها حدود خط را بر روی خشتهای کاشی منتقل می کنند و آنگاه با رنگ کاشی روی گرده قلم می گردانند و اطراف خط را به خوبی مشخص می سازند و بعد رنگ آمیزی کرده به کوره می برند تا بعداً در محل خود نصب کردد.و طریقۀ معرق آن است که اول فتوکپی یا رونویسی از کتیبه می گیرند و تکه تکه می کنند و هر تکه را بر روی تکه ای کاشی می چسبانند و آنقدر اطراف کاشی را می تراشند تا به اندازه آن حرف و کلمه در آید. پس از آن با شماره گذاری دقیق قسمتی از کتیبه را که تراشیده شده پهلوی هم می چینند و از پشت گچ یا سیمان بر آن می ریزند تا تکه های ریز بهم پیوسته گردد. وقتی که بر همین منوال همه قسمتهای کتیبه آماده شد تمامی را به جای خود وامیدارند و نصب می کنند.

5.  وسائل و ابزار لازم برای کتیبه عبارتست از: 1. میز مخصوص کار2. پرگاری که دو سر آن مداد باشد یا آنکه دو مداد را بارعایت فاصله مطلوب که ریزی و درشتی خط از آن است بهم ببند.3. قلمهای پاروئی و قلمهائی کلفت4. جوهر یا مرکب کم رنگ5. چند خط کش و خط کش مدرج و مداد پاک کن.

 

تذکر:

امروز با داشتن کتیبه ها از نمونۀ عالی و ممتاز،مشاهده می شود که بر اثر بی توجهی کار فرمایان کتیبه های تقلبی رایج شده است کتیبه هایی که از مفهوم واقعیش جز شبح و رنگ و آب کاشی چیز دیگر دیده نمی شود،و گذشته از غلطهای فاحش خطی غلطهای املائی نیز دارد. زیرا با دست نا اهلان و بیسوادان تهیه می شود. و چون کتیبه های هر دوره نشانه ای از راز شکوه و اهمیت هنری آن دوره است، لازم است مقامات صلاحیتدار از اینگونه کتیبه های مبتذل  و بچه گانه جلوگیری بعمل آورند به ویژه برای بناهای مهم و در جاهای حساس ،تا سفارش دهندگان و کتیبه نویسان بی اطلاع خود سرانه شبحی تقلبی فرادیدگان مردم نیاورده و هنر اصیل را پایمال سودجوئی خود نسازند. و اینک نمونه های انواع کتیبه از لحاظتان می گذرد.4

 

 

4. حاج میرزا عبدالمحمد خان موذب السلطان ایرانی. پیدایش خط و خطاطان.ص 130 تا 133

 

     استادان و مروجان خط ثلث:

 

استادان و مبتکران و مروجان خط ثلث در دوران قدیم همان اشخاصند که نامشان ضمن مطالب پیش گفته، برده شد مانند قطبه محرر، ضحاک،اسحاق بن حماد(در اواخر بنی امیه و اوائل بنی عباس). ابراهیم شجری و یوسف شجری در عهد مامون. و شاگردان اسحاق بن حماد.

بعد از آنها ، مبتکر و خطاط آگاه به رموز و اسرار خطوط احول محرر رئس دارالانشاء مامون بود که مختصر ترجمه حال او در متن الفهرست و صبح الاعشی بدست آمد. دیگر از خطاطان آن عصر احمد بن ابی خالد را در میان زیب و زیورهای پادشاه روم دیدم در روز عیدی که آنها را عرضه می نمود. و دیدم که الفها و لامهمایش در نهایت راستی و محکمی بود و عیبی که داشت فقط در واوهای موصول و یاءهای منفصل بود.

وجه النعجه در قلم جلیل زبر دست بود. محمدبن معدان معروف به ابی ذرجان در خط نصف استاد بود و با قلم مستوی می نوشت،و طا و ظا و صاد و ضاد را بعرض قلم نصف شکاف می داد و مانند یاء منعطف می کرد(یا بر گردان) و از چپ به راست می کشید بعرض قلم بدون اینکه تزلزل و اضطرابی در آن دیده شود. احمدبن محمدبن حفص معروف به زاقف برترین خطاط عصر بود در قلم ثلث ، ابن زیات در روزگاران ابن طولون وزیر معتصم(218-227) خط او را بسیار می پسندید، و وی را منشی خود قرار داد. تا اینکه ریاست خط در مصر به طبطب محرر رسید که به نیکوئی خط و محکمی می نوشت،اهل مدینه السلام(بغداد) بر اهل مصر بداشتن محرری چون طبطب و ابن عبدکان کاتب انشاء ابن طولون رشک می بردند و می گفتند در مصر کاتب و محرری است که مثل آن در بغداد و برای خلیفه نیست. اسحاق بربری پسر ابراهیم احول مکنی به ابی الحسین،آموزگار مقتدر (295-320 ه ) و فرزندان او بود،در زمان خودش کسی خوش خط تر از او و داناتر باسلوب کتابت دیده نشده است . رساله ای در خط و کتابت بنام تحفۀرامق نوشته است . برادرش ابوالحسن نسز مانند او می نوشت و رویۀ او را داشت.فرزند و نبیرۀ او نیز در نهایت خوش خط و عارف به کتابت بودند. قبل از اسحاق مردی معروف به ابن معدان بود که اسحاق خط را از او آموخته بود.و از جملۀ خطاطان ،فرزندان وجه النعجه و فرزند منیر.

مصور الخط /ص/319 در سلسله خطاطان ذکر کرده است: فرزندان احول گروهی بوده اند کککه به حسن خط و شناسائی آن معروف بوده و آنان فرزندان ابراهیم احول و نواده های او هستند. بنام اسحاق و ابو الحسن و اسماعیل بن اسحاق و عبدالله بن اسحاق ، قاسم بن اسماعیل بن اسحاق . و اسحاق بن ابراهیم احول معلم مقتدر و اولاد او بوده است. پس از آن بقول صبح الاعشی حسن خط در سدۀ سوم هجری به ابوعلی محمدبن مقله و برادرش ابو عبدالله منتهی گردیدو خط عربی اسلامی ازآخر قرن سوم  و آغاز قرن چهارم با ظهور ابن مقله وارد مرحلۀ جدیدی شد که باید آن را مقدمۀ تکامل خطوط اسلامی دانست. و بنا به قول تاریخ الخط اول کسی که برای خط ثلث قواعد وضع کرد ابن مقله وزیر بود.

بر خی از اساتید صاحب نام دیگر عبارتند از: عضدالدوله ابو شجاع دیلمی، پنجمین پادشاه دیلمیان. سید عبدالله شیرازی. بایسنقر میرزا،وی نوه امیر تیمور و ولیعهد شاهرخ بود. علی رضا عباسی که در دوره صفویه می زیسته به سال1038 ه. ق وفات یافته . کتیبه های توانمند و سراسر لطف و زیبای او زینت بخش مساجد و مدارس دینی و اماکن مقدسه بوده است. از آن جمله سر در ورودی مسجد امام اصفهان ، سردرورودی مسجد شیخ لطف الله و کتیبه ای در آستان قدس رضوی است. مرحوم حجه الاسلام احمد معصومی زنجانی که در 1387 ه.ق در نجف یه دنیا آمد. از آثار او کتیبه آرامگاه ابن سینا ، مسجد آیینه قم ،ضریح امام رضا و حضرت رقیه(ع).استاد سید محمد حسینی موحد.

استادان غیر ایرانی :

مصطفی راقم،رئیس الخطاطان،1171-1241 . استانبول

عزیز الرفاعی،1289-1353 ،استانبول

حافظ عثمان،1052-1110 ،استانبول

هاشم محمد بغدادی ، 1338 ه.ق بغداد .5و6

 

5. فصل نامۀ هنر. شمارۀ ششم . تابستان و پاییز 1363. فرهنگسرای نیاوران

6. مرتع گلشن: مقالات انتخابی دکتر  مهدی بیانی 1367 . فرهنگسرای تهران

 

توصیف خط ثلث:

قلم ثلث ، اشتغال و مداومت بر آن  ، چنانست که دست را نیرو می دهد و آنرا بر نوشتن بقیۀ اقلام یاری می کند.«جامع محاسن»

ثلث به ام الخطوط تعبیر می شود و خطاط وقتی معتبر است که خط ثلث را قرص و محکم بنویسد و آن مشکلترین و سخترین خطوط است.«تاریخ الخط العربی و آدابه»

مسلم است کسی که در نوشتن این خط مهارت پیدا کرد خط توقیع و رقاع و غیره برایش آسان می شود (و آن خطوطی که از تیرۀ ثلث اند). خط ثلث از دستۀ مقور(مستدیر)است که از آن به لین تعبیر شده و قلم به گرمی و نرمی در این خط حرکت می کند. انتهای حروف منتهی به دنباله ها در رشته های باریک و نازک ، و سرازیر به طرف پایین در حال پیچندگی و گاهی رها شده(ارسال ) و گاهی قوسها و دایره های گود است. مداراین خط بر سطح یک سوم و دو سوم دور، و عرض قلم برای ایجاد تشعیرات(رشته ها و دنباله های باریک و نازک) ، در حد تحریف و میل کامل می باشد. حروف و کلمات درشت اندام و در عین حال جمع و جور تر از محقق است. حلقه ها و گره ها باز و در بعضی موارد بسته می گردد. این خط از داشتن اشکال متعد برای یک حرف ، سرشار است و نویسنده را در میدان وسیعی قرار می دهد لکن انتخاب هر یک در جای خود کاری بس دقیق و دشوار است . از این رو بعضی حروف آن شکلی نزدیک بهم پیدا کرده که برای غیر اهل قلم و آشنای آن موجب اشتباه و التباس می شود.در اکثر صفات عکس محقق و یا نقطه مقابل آن قرار گرفته و با آن در همه جهت رقابت کرده و پیشی گرفته است و امروز از خطوط درخشنده و نام بردار و رایج ممالک اسلامی می باشد.

فروعات خط ثلث:

1. توقیع:

توقیع و رقاع پس از  خط ثلث به وجود آمده اند. خط توقیع بر دوگونه دیده می شود: یکی شیوه متداول در ممالک عربی بنام خط اجازه، دیگر شیوه ای که کتاب صبح الاعشی معرفی کرده و نمونه هایش از لابه لای قطعات خط استادان مشاهده می گردد. گویند فرق بین ثلث و تواقیع آن است که مقدار و اندازه های حروف در تواقیع کوچکتر است و بدین سبب سهولت و روانی خاص آنها  می باشد. دیگر آنکه توقیع گذشته از سابقه دیرین یکی از اقلام انتخابی یاقوت بوده و تا مدتی (از عهد یاقوت به بعد) پایان کتابها و قرآنها که مشتمل بر نام سفارش دهنده یا پذیرنده هدیه و تاریخ اتمام و مکان و نام کاتب بوده،بدان می نوشته اند. پس از مدتی چون خط رقاع آسانتر از توقیع بود بجای آن بکار رفت و توقیع از رواج افتاد.

 

2. رقاع:

قلم رقاع قلمی است که در رقعه ها ، یعنی برگهای کوچک در مکاتبات لطیف و داستانها و حکایات و غیر و ذالک بکار می رود. رقاع خطی است گرم و نرم که حرکت قلم بخلاف ثلث، ملایم و سریع است و حروف پر و فربه ولی ریز و کوتاه نوشته می شود و بدین سبب قلم آن مدور یعنی تقریباً دو نیش آن مساوی تراشیده می شود.

 

 

3. غبار:

غبار در لغت به معنی گرد، و هبا نیز به همین معنی است. بدان جهت غبار گویند که چنان ریز و ضعیف نوشته می شود که چشم از دیدن آن در زحمت و ضعیف است ، همچنان که چیزی را هنگام بر خاستن گرد و خاک بخوبی نمی بینند و گرد مانع تشخیص آن می شود، و آن قلمی است که در ورقی بقطع بسیار کوچک نوشته گردد. قلم غبار زاییده از خط رقاع است. در کل خطی است یکدست و خالص و یکنواخت و بسیار ریز و کوتاه که همه آن دور و خالی از سطح و بدون سرک فشرده و جمع و جور و منظم و به سرعتی بیشتر از رقاع و در حدود رقعه گرم و نرم است و حرکت و قطع آن تقریباً متوی میباشد.

 

 

4. مسلسل:

در این خط تمام حروف بهم پیوسته و متصل می باشد و هیچ حرفی در آن منفصل دیده نمی شود. ظاهر و سیمای خط مسلسل نشان می دهد که اصل و اساس آن خط ثلث یا توقیع است که در یک سطر خطهای ظریف و نازک حروف و کلمات بهم پیوسته و زنجیر شده است.

 

منابع و ماخذ:

 

1. اطلس خط- حبیب الله فضائلی 1362 .چاپ دوم. اتشارات مشعل اصفهان.

2.پیدایش خط و خطاطان- حاج میرزا المحمدخان موذب السلطان ایرانی

3. فصل نامۀ هنر-شمارۀششم-تابستان و پاییز1363 .فرهنگسرای نیاوران

4. تاریخ خط در ایران-گزارش ویژه خانم سالومه رستم پور

5. مرتع گلشن-مقالات انتخابی دکتر مهدی بیانی.1368 .فرهنگسرای تهران.

6. قواعدالخط العربی- هاشم محمد الخطاط بغداد-1373. ناشر فرهنگسرا.

7. کیهان فرهنگی- شماره های2(1362)،4(1363) و ویژۀانقلاب (1371).

8. ثلث نویسی-حامدالامدی-حاج مصطفی حلیم- حافظ صائم- محمد هاشم. انتشارات سیاولی 1377.

9. بدایع الخط عربی- ناجی الدین- 1971 م .چاپ وزارت اعبام در بغداد.

 

  

  

 

!! نوشته شده توسط کیارش کیانمهر | 4:5 PM | 86/03/30

RSS