X
تبلیغات
باستانشناسی دانشگاه گلستان - طرحها و نقوش لباسهاو بافته های ساسانی

طرحها و نقوش لباسهاو بافته های ساسانی

            

                     بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 طرحها و نقوش لباسهاو  بافته های ساسانی

 

 

 

 

                       

 

                       محقق: حمید رضا مشکانی

 

 

مقدمه:

 

بدون تردید دوره ساسانیان را میتوان یکی از دوره های درخشان فرهنگ و هنر در ایران دانست.نه تنها معماری بی نظیرش تجلی گاه اندیشه ، ذوق و هنر است ، بلکه سایرمصنوعات بطوراعم ومنسوجات و بافته های این دوره بطوراخص نشانه بارزی از فرهنگ متعالی این عصر است که با آداب و رسوم واعتقادات مردم این دوره رابطه تنگاتنگ دارد .

تنوع طرحها و زیبائی نقوش بافته ها نه تنها سرزمین پهناور ایران آن روز را در گستره خود داشته بلکه شمال آفریقا ،کشورهای خاور میانه ، آسیای مرکزی و بخشهائی از اروپای شرقی و جنوبی و نیز کشور دور دستی چون ژاپن از تاثیر آن بی نصیب نمانده است . علاوه بر آن پس از سقوط سلسله ساسانی تا سده های پنجم هجری بسیاری از این نقوش فراموش نگردیده و در منسوجات مورد استفاده قرار گرفته است . نظر به اهمیت بافندگی دوره ساسانی،تا کنون گزارشها و مقالات فراوانی در این باره به نگارش در آمده و از آنجا که نقوش طاق بستان بر پهنه وسیعی از سنگ جان گرفته و نسبت به سایر اشیا وآثار دوره ساسانی،بستر صحنه نقوش ازگستردگی زیادی برخورداراست طبعا طرحها و تزئینات البسه سنگ نگاره های آنکه با ریزه کاریها وبادقت بر آن نقش بسته،الگوی تمام بررسی ها وتحقیقات مالفان و محققان قرار گرفته است .   

در این تحقیق نه تنها نقوش و طرحها بررسی میگردد ، بلکه بافندگی از آغاز تا دوره ساسانی با چندین اثر باستانی اعم از نقاشیهای دیواری ماوراء النهر ، چند قطعه پارچه نفیس این دوره که در موزه های مختلف دنیا نگهداری میشود مورد مطالعه قرار میگیرد.

 

پیشگفتار

 

سیر تحول اندیشه های مردم ایران در دوره ساسانی تنها ازطریق آرمانها ی سیاسی و دینی آنها دانسته نمی شود ، بلکه از طرحها و نقوش پوشاک آنها نیز می توان به فهم بهتر آرمانهای آنها کمک کند. آنگاه که اطلاعات ما بدلیل کمبود مواد نوشتاری در باره جنبه های مختلف تمدن مردم کم باشد ،با نگاه به فن بافندگی ،طرحها و نقوش پیچیده آنها که با مهارتی خاص همراه است می توان که استنباط کرد که جامعه عصر ساسانی بسیار پر مشغله بوده و مردم از سطح زندگی پیشرفته ای برخوردار بودند . طرحها ونقوش بافته های ساسانی فوق العاده زیبا و پرجلوه بوده و همین ویژگی سبب شهرت آن شده بود . طرحها و نقوش شامل انواع طرحهای هندسی ، اشکال جانوران ، پرندگان ، گل وگیاهان بومی و موجودات پنداری و اسطوره ای بود. این طرحها نه تنها برداشتی صادقانه از طبیعت متنوع ایران بود ، بلکه مذهب ، ادبیات ، اداب وسنن مردم ایران نیز به خلق جنبه های رمزی آن کمک میکرد و سبب می شد که طرحهای ایرانی نه تنها در حوزه فرهنگی ایران بلکه در شمال آفریقا ، خاور میانه ، آسیای مرکزی، اروپا، چین و حتی کشور دور دستی چون ژاپن مقبول ، دلخواه و مورد تقلید باشد ، طرحها و نقوش دوره ساسانی تنها به آن عصر محدود نشد ، بلکه بعد از دوره ساسانی ، در بیزانس و جهان اسلام تداوم یافته است .

در نیمه دوم قرن سوم میلادی پس از یک دوره طولانی فترت در حیات اقتصادی ایران ، دولت تازه تاسیس ساسانی با آگاهی از سوابق درخشان فن بافندگی توسعه صنعت نساجی را سر لوحه برنامه خود قرار داد و با ایجاد وحمایت از گارگا ههای بافندگی در شهرهای بین النهرین ، فارس ، خوزستان زمینه مناسبی را برای رشد این صنعت فراهم کرد و با تنوعی از منسوجات پشمی ، ابریشمی ، پنبه ای و کتانی بازارهای جهانی را بدست آورد . نوآوریهای نساجان دوره ساسانی تنها در ابداع طرحها و نقوش متنوع و جذاب نبود بلکه فن آوران ساسانی در تکامل دستگاههای بافندگی و بهبود روشهای تولید نیز کوشا بودند . کمبود اطلاعات نوشتاری امکان قضاوت را در باره کم و کیف دستگاه های بافندگی دشوار می سازد.اما وجود پارچه های طرح دار این حقیقت را آشکار می سازد که برای بافت این پارچه ها وجود دستگاه هایی که حداقلچهار گورد یا میله برای بافت جناغی و چهار گورد دیگر درچله کشی برای طرح ضروری بوده است . رواج پارچه هایی با نقشهای پیچیده گیاهی و جانوری از اواسط دوره ساسانی به بعد وجود دستگاه های پیشرفته را تایید می نماید . این بافته ها که نمونه های آن تا به امروز باقی مانده ، نشان میدهد که در سده سوم میلادی از دستگاههای چله کشی استفاده می شده است. مطالعه آزمایشگاهی بر روی پارچه های مکشوفه از محوطه باستانی صداحیه در کنار رود فرات وجود دستگاه های چند تار کش و چله کش را تایید کرده است . افزون بر این بافت پارچه های با عرض85 سانتیمتردر ایران در مقایسه با پارچه های چینی با عرض50 سانتی متر نشان برتری فنون بافندگی در ایران نسبت به چین و سوریه در جهان آنروز است.خوشبختانه مدارک مادی فراوانی به صورت دهها قطعه پارچه از دوران ساسانی در دست است و مطالب فراوانی در باره آنها به رشته تحریر در آمده است . اما طرحها و نقوش پوشاک شخصیتهای حجاری شده در طاق بستان نه تنها جزاصیل ترین مدارک محسوب می شوند،بلکه افق بسیارگسترده ای را از فهرست طرحها و نقوش دوره ساسانی فراهم می آورد .

در صحنه های شکار گراز ، شکار گوزن ، خسرو سوار بر اسب و صحنه اعطای منسب خسرو در طاق بستان بیش از 80 طرح و نقش و تنوعی از مدلهای لباس دیده می شود . این مدارک عامل بس مهمی در شناخت و منشای بافته های ساسانی به حساب می آید . از روی طرحها و نقوش البسه افراد حجاری شده میتوان دریافت کرد که سبک جامه ها، نقشها ، ترتیبهای طرحی در دوره ساسانی بر اساس نقش و مقام هر فرد تفاوت داشته است . بنا بر این می توان فرض کردکه در دربار ساسانیان نظام طبقاتی لباس وجود داشته است ، طبقات اجتماع دربار ساسانی هرکدام دارای جامه ونقش مخصوص به خود بوده اند . همچنین سبکها و طرحهای لباس افراد شرکت کننده درصحنه شکارگراز نشان دهنده این واقعیت است که نظام و سیستم لباس برای هر واقعه ای نیز وجود داشته و اجتماع دربار برای هر واقعه یا مراسمی از لباس مخصوص استفاده می کردند .

مقایسه بین تن پوشهای مختلف طاق بستان نکته دیگری را نیز روشن می کند که بر خلاف کتهای بلند و ضخیم چین دار نقش برجسته های اردشیر دوم وشاپور دوم و شاپور سوم لباسهای افراد صحنه شکار گراز مزین به طرحهای بافته شده پر زرق و برق بوده و پارچه های کلفت و با دوام که به آسانی چین نمی خوردند تهیه می شده اند که نشان دهنده توسعه فنون پیشرفته بافندگی در اواخر دوره ساسانی است .گام اساسی در تهیه و معرفی طرحها و نقوش حجاریهای طاق بستان توسط هیات باستانشناسی ایران و عراق ، موسسه شرق شناسی دانشگاه توکیو (مجموعه چهار جلدی طاق بستان به سرپرستی شینجی فوکایی) انجام شد .

حاصل سخن اینکه ، تنوع طرح ، نقش و رنگ در بافته های ساسانی حکایت از درک عمیق هنر مندان ساسانی از محیط زیست و فرهنگ قومی مردم ایران دارد . رنگهای شفاف ، درخشان و خالص و تاکید در رنگهای آبی ، آبی سبز ، سرخ،زرد ، طلایی ، صورتی ، سبز و سفید در بافته ها وسعت نظر هنر مندان را به ماهیت و تاثیر رنگها نشان می دهد . زیبایی ظرافت و رنگ آمیزی عالی منسوجات عصر ساسانی نه تنها    در آن روزگار در شرق و غرب مشتا قان فراوان داشت ، بلکه بافندگان و طراحان سرزمینهای مختلف به تقلید طرح و نقش پارچه ها می پرداختند . این تقلید تنها به دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی محدود نشد بلکه در طول دوران اسلامی خاصه در دوران سامانی ، آل بویه ، سلجوقی ، و صفوی نیز تداوم یافت .

  

 

فصل اول

 

 

 

 

 

نگاهی اجمالی به تاریخ بافندگی

ایران از آغاز تا پایان دوره ساسانی

 

فصل اول :

نگاهی اجمالی به تاریخ بافندگی ایران از آغاز تا پایان دوره ساسانی

 

در آغاز سخن و قبل از پرداختن به بافندگی با شکوه دوره ساسانی ضرورت دارد به اجمال به سوابق این فن اشاره شود تا نقش ساکنان فلات ایران در ابداع و شکوفائی هنر بافندگی آشکار تر شود .

     "هر چقدر که اطلاعات ما درباره سایر جنبه های یک تمدن کم باشد وقتی به فن بافندگی پیچیده و بیشمار توام با مهارتی برخورد میکنیم ، میتوانیم استنباط کنیم که جامعه مورد بحث سخت پر مشغله وسطح زندگی آن بسیار پیشرفته بوده است و هنگامی که روشهای فنی این صنعت از یک جا به جای دیگر منتقل میشود میتوانیم نتیجه بگیریم که سایر کارهای فنی و هنری و احتمالا عقاید اقتصادی و، سیاسی و معنوی نیز در همان جهت سیر کرده است ". (وولف.1372.ص155).

      کاوشهای باستان شناسی در محوطه های باستانی دوره آغاز نوسنگی در غرب ایران ، آناتولی و فلسطین این واقعیت را آشکار ساخته است که منسوجات مصر باستان نخستین بافته ها نیستند و این فن در مناطق ذکر شده از سابقه ای حدود نه هزار سال برخوردار است (Barber  pp  xxi) و فن بافندگی قدیمی تر از سفالگری و حتی شاید قدیمی تر از دامپروری و کشاورزی است . کاوشهای باستان شناسی و مطالعات آزمایشگاهی بر روی مواد مکشوفه در محوطه های باستانی افقهای تازه ای رادرباره چگونگی آغازفن بافندگی در سیر تحول و تکامل آن آشکار ساخته است . الیاف ، نوع بافت ، ابزار آن دانش فنی خاص را طلب میکند. به نظر میرسد پشم گوسفند نخستین الیافی است که از آغاز دوره نوسنگی در بافندگی مورد استفاده قرار گرفته است . یافته های باستان شناسی در محوطه تپه سراب (کرمانشاه) ؛ تپه چایانو (در ترکیه ) و آرگیا مغولا (در تسالی) به اهلی کردن گوسفند توسط انسان در فاصله 9000 تا 7000 قبل از میلاد تاکید دارد . (همان ماخذp24)  

مطالعه کروموزمها و ترکیب خونی نوعی قوچ کوهی (Muflon)که از قوچهای وحشی شمال غربی ایران و از انواع فرعی گوسفند اهلی است ، نشان داده که این قوچ کوهی وحشی و انواع دیگری از گوسفندان وحشی در آغاز هزاره نهم اهلی شده و تحط کنترل انسان در آمده است . یافته های باستان شناسی درغارکمربند ، زاوی شمسی ، شنیدار و محوطه جارمو نشان دهنده تعداد قابل توجه گوسفندانی است که اهلی شده بودند . زیست شناسان عقیده دارند که اولین نگاه دارندگان گوسفند ، پشم چین و مو چین بوده اند.

این گوسفندان به دو منظور مورد توجه بودند ،یکی برای استفاده از گوشت آنها و دیگری برای استفاده از پشم آنها پرورش داده می شد . این شیوه اکنون نیز در میان دامداران سنتی ایران رایج و معمول است .

افزون از پشم ازکرک بز نیزاستفاده می شود . کرک بز که در غرب بنام موهر شناخته می شود ، تغییر شکل یافته وازه فارسی - عربی مخیر است (وولف، 1372، ص 157-158)

نخستین اثری که وجود گوسفند پشمی را تایید می کند یک پیکرک گلی است که از محوطه باستانی تپه سراب بدست آمده است . این پیکرک ثابت می کند که در حدود پنج هزار قبل از میلاد گوسفند پشمی شناخته شده و از پشم آن استفاده می شده است (همان ماخذ     . (p24

بنظر میرسد در طی هزاره نهم تا هزاره پنجم قبل از میلاد جوامع دامدار و کشاورز تجارب فراوانی درباره انواع گوسفند خصوصا 9 نمونه پشمی آن بدست آورده باشند .

این امر از روی نمایان شدن گوسفندان پشمی بر روی آثار هزاره پنجم و هزاره چهارم قبل ازمیلاد تایید میشود . اندکی بعدودراواخر هزاره چهارم این صحبت با گزارشهایی درباره پشم چینی یا پشم کنی قطعیت می یابد . در لوح نوشته دوره ((Archaic شهر اور (ur ( از 29گزارش مکشوفه 6گزارش با Flocks فهرست شده که مشخصا پشم گوسفند معنی میدهد (Barber  p 24) .

     دومین الیافی که دردوره نو سنگی دربافندگی بکارمیرفت ،الیاف کتان بود (وولف1372 . ص159)کتان گونه های مختلفی دارد ومحل رویش طبیعی آن کوهپایه های شمال و غرب ایران ، سواحل دریای مدیترانه و آتلانتیک است . بنظر میرسد که نوع بومی کتان که "لینوم بین"است در ایران اهلی شده و سپس از ایران به دیگر نقاط راه یافته باشد . سومین الیاف کنف است ، به احتمال زیاد در دوره پارینه سنگی جدید و نوسنگی کهن به عنوان ماده غذایی مصرف می شده و از الیاف آن در بافندگی استفاده می شده است . (Barber 1991 p 12 ) نوعی از کنف که کنف مخدر است و به بنگ شهرت دارد نام آن از فارسی وارد زبانهای دیگر شده است مانند واژه کنویر ترکی که تغییر شکل یافته کنف فارسی است .

     چهارمین الیاف بافندگی پنبه است . پنبه نخست در هند مورد استفاده قرارگرفت

"در موهنجودارو" پارچه های پنبه ای که در حدود سه هزارسال قبل از میلاد بافته شده اند ، بدست آمده است (وولف ص160) بنظر میرسد پنبه دراوایل هزاره اول به ایران وارد شده باشد . سنا خریب پادشاه آشور در 694 قبل از میلاد پنبه را در بین النهرین می کاشت (همان ماخذ ص160) ایرانیان پارچه پنبه ای را کرباس می نامیدند که از واژه سانسکریت" کارپاسا "گرفته شده است و به یونانی آنرا "کارباسس" و به لاتین "کرباسوس" میگویند (همان ماخذ ص160)پلینی مورخ رومی در سده اول میلاد کشت پنبه را در بحرین و در خلیج فارس دیده است. (همان ماخذ ص160) پنجمین الیاف تارهای کرم ابریشم بود . چینی ها در 2750 قبل از میلاد قادر به تولید ابریشم مرغوب از کرم ابریشم اهلی بودند . اولین نشانه های حرکت ابریشم با منشاء چینی بسمت غرب آسیای مرکزی و خراسان بزرگ در نیمه هزاره اول قبل از میلاد آشکار شده است (مایونگ، ص22و31.Barberr  p).

 جوامع آسیای مرکزی در نیمه هزاره دوم و ایرانیان در اوایل هزاره اول با جمع آوری پیله های انواع کرم ابریشم  وحشی قادر به  تولید منسوجات ابریشمی شده  بودند

(Barber p. 68  ).  

       بعد از الیاف دومین وسیله بافت دوک نخ ریسی است دوک به عنوان وسیله تبدیل الیاف به نخ در تاریخ تحول وتکامل بافندگی نقش بسیار مهمی داشته است . به استناد یافته های باستان شناسی ابداع دوک به اوایل دوران نوسنگی می رسد .دوک دستی مقدمه پیدایش نخ ریسی است.

نخستین دهکده های پیش از تاریخ که در آنها دوک دستی سوراخ دار ((Clusterدر فاصله 5500 تا3500قبل از میلاد بدست آمده اند عبارت اند از :  چشمه علی ری ، آنو I ، دالما تپه ، آلتین تپه ، تپه پیز دلی ( آذربایجان ) ، تپه گارا ( لایه XIII , XII )و نوزی XII ، تپه سگابی ، تل باکون BII فارس (Barber p 305) استفاده از دوکهای سوراخ دار امکان کنترول بهتر الیاف و تبدیل آن به نخ صاف و ظریف تر مقدور می سازد . وجود دوکهای سوراخ دارشیاردار در طی هزاره چهارم قبل از میلاد و بکار گیری انواع الیافهای پشمی در ایران ، فلسطین، بین النهرین و قفقاز حکایت از پیشرفت بکار بردن پشم و روشهای ریسندگی در این مناطق دارد . افزون بر آن در محوطه های یاد شده بالا در سیلک کاشان ، تل گپ ،جعفر آباد ، جوی، تپه سبز دهلران دوکهائی با اشکال متفاوت بدست آمده اند ککه نشانگر تلاش جوامعدوره نوسنگی در بهبود روشهای ریسندگی است . با این وجود بنظر نمی رسید که تاپیش از هزاره چهارم از دوک سوراخ دار (Hollow whol )یا دوک بلند ( (High whol spindle که از کارائی بالاتری در کنترول و کیفیت نخ ریسی بر خوردارند استفاده شده باشد ، ولی در هزاره چهارم قبل از میلاد استفاده از این نوع دوک بلند رواج می یابد ، یک مهر استوانه ای از چغامیش(خوزستان)

که به حدود3300قبل از میلاد تعلق دارد زنی را نشان می دهد که نخ ریسی می کند و زن دیگری در سمت دیگر وی کره میگیرد . این زن روی چهار پایه یا سکوی کوتاهی نشسته و پاهای خود را جمع کرده است . وی دوک دستی بلندی در دست دارد و با دست دیگر نخ را کنترول می کند . بنظر میرسد که شیء دیگری نیز وجود دارد که اگر بتوان حدس زد شاید Distaff( فرموک= آلتی که پشم نرسیده روی آن نگاه داشته می شود )باشد .اگر این شئ فرمولک باشد بسیار جالب خواهد بود . متاسفانه مهر در همین جا آسیب دیده است (Barber p p 57 . fig 2.16 )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

             دوک نخ ریسی مسی مکشوفه از تپه حصار(لایه II)هزاره چهارم قبل از میلاد (Barber p 58)

 

 

 

 

 

 

در نقش مهر دیگری از همان زمان سه زن را که در حال پارچه بافی روی دار هستند ، نشان میدهد .

 

 

                                      زن نخ ریس اثر مهر مکشوفه از چغامیش حدود 3300 ق . م

 

دو نفر آنها چیزی که ظاهرا یک چرخ دوک بلند است در یک دست نگاه داشته اند . زنی که در سمت راست و دورتر از آنها نشسته ، یک دستش را به خارج گرفته است و به نظرمیرسد با نوعی دوک بلند نخ ریسی میکند.خانم گریس کرافوت شرح داده است که امروزه نیززنان بدوئن(Bedouin)بااین روش نخریسی میکنند.(Barber p56-7fig 2.17)   

افزون بر تکامل و تنوع دوکها در اوایل هزاره چهارم باید به پدیده نو ظهور دار اشاره کرد ، به استناد یافته های باستان شناسی وجود دار بافت در اوایل هزاره چهارم قطعی است . بر روی مهری که از شوش به دست آمده و توسط پیر آمیه طراحی و معرفی شده است ( Barber p 83)

یک دار افقی دیده میشود که در هر طرف آن یک نفر خم شده مشغول بافتن است نقش دار بر روی مهر ها حکایت از اعتلای فن بافندگی به عنوان یک حرفه در آغاز دوران شهر نشینی دارد و میتوان حدس زد که در آن زمان در شوش کارگاههای متعددی وجود داشته است . در نقاشی های هزاره چهارم قبل از میلاد مصر نیز دار بافت مشابه دار شوش مشاهده میشود . در خط نوشته های میخی اواخر هزاره سوم بین النهرین به انواع دارهای بافت اشاره شده است (Barber p 83-4)

 

 

 

 

                                          دار بافت اثر مهر مکشوفه از شوش هزاره چهارم ق.م

 

اولین مدارک مسلم بافندگی در لایه های باستانی هزاره هفتم و ششم قبل از میلاد تپه علی کش دهلران ، چتال هیوک ترکیه جارمو ، تل شمشارا (کردستان عراق ) و نهال حمار فلسطین بدست آمده اند.

این مدارک به صورت اثر بافت حصیر ، بوریا و سبد است که بر روی کف فضا های مسکونی باقی مانده است و اولین اثر بافت واقعی به شکل اثر نخلها بافته شده متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است که از محوطه باستانی تپه یحیی کرمان بدست آمده است. همزمان در مصر نیز تولید منسوج با الیافهای حیوانی رایج بوده است . قطعا در هزاره پنجم جوامع روستا نشین ایران ، بین النهرین، فلسطین، قفقاز ، آناتولیو مصر قادر بودند با استفاده از پشم و روشهای ریسیدن نخ به تولید منسوجات با استفاده از دارهای

زمینی بپردازند . اثر نقش پارچه بر یک تبر مسی متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد وبقایای پارچه بر روی یک پیکره آغاز ایلامی از شوش که با نخ حیوانی بافته شده نشان میدهد که در آن زمان تولید پارچه های پشمی و احتمالا کتانی فراوان بوده است . مشاهده اثر تار و پود بجا مانده بر روی یک تبر مسی نشان دهنده پارچه لطیفی است که با چرخ بافته شده است (پوپ شاهکارها ص77) . کشف حدود 40 تابلت عاج متعلق به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد از همین محل که برخی از آنها دارای سوراخ محل عبور نخهای تار است ثابت میکند که دانش بافندگی در آن زمان از سطح بالایی در خوزستان بر خوردار بوده است .

یقینا از هزاره چهارم تا دوره هخامنشی خوزستان و غرب ایران از جمله مراکز تولید انواع پارچه های لطیف و ظریف و منقوش بوده ا ند . اگر چه در منابع ایلامی کمتر مدارک مکتوب وجود دارد ، اما به استناد تن پوشهائی که بر روی سنگهای حجاری شده ویا بر روی آثار فلزی و مهرهای قلمزنی و کنده شده ، به آسانی میتوان به شکوه بافته های ایلامی پی برد . تن پوش مفرغی ملکه ناپیر آسو متعلق به1250 قبل از میلاد و پیکره الهه ناروندی بر روی جام مرودشت افق بسیار جذابی را درباره تنوع مدلها و نقوش پارچه های ایلامی ارائه میدهد .

 

  

                          

                                  شاهدخت نخ ریس ایلامی – حجاری روی سنگ اوایل هزاره اول

 

در یک حجاری ایلامی متعلق به اوایل هزاره اول ق.م شاه بانوئی را در حال نخ ریسی نشان میدهد . وی لباس بلند و حاشیه منقوشی بر تن دارد .

یکی از زیبائیهای بافته های ایران جدا از استحکام ، طرح و نقش فوق العاده زیبا و پر جاذبه آنها بود . این طرحها عبارت بودند از انواع طرحهای هندسی ، اشکال جانوران ، پرندگان و گل و گیاهان بومی ایران و موجودات خیالی واسطوره ای که از هزاره ششم قبل ازمیلاد تا دوره ساسانی توسط هنرمندان برروی آثارگوناگون بکارگرفته میشدند.این طرحها نه تنها برداشتی صادقانه ازطبیعت ایران بود ، بلکه مذهب و ادبیات ایران نیز به خلق جنبه های رمزی آنبه هنرمندان کمک می کرد و باعث میشد که طرحهای ایرانی در عین سادگی از جذابیت و تاثیر عمیق برخوردار باشد . بطوری که طرحهای ایران نه تنها در حوزه فرهنگی ایران ، در شمال آفریقا ، کشورهای خاور میانه و آسیای مرکزی و بخشهائی از اروپای شرقی و جنوبی مقبول و دلخواه بود ، بلکه در کشور دور دستی چون ژاپن که خود از فرهنگی بس عمیق بر خوردار بود نیز مورد تقلید قرار میگرفت . طرح و نقو.ش دوره ساسانی فقط به آن عصر خلاصه نشد ، بلکه بعد از دوره ساسانی ، در بیزانس و جهان اسلام از آغاز تا عصر حاضر طرحها و نقشهای مورد پسند بوده و در کلیه دست ساخته و آثار بکار گرفته شده اند .

پارچه های ساسانی نقش شده روی نقوش بر جسته صخره ای در طاق بستان ، یا روی بعضی از ظروف فلزی نیز زیاد دیده می شود و شباهت میان نقوش پارچه ها و نقوش بر جسته کار مطالعه پارچه های ساسانی را آسانتر کرده است .

واندنبرگ در مورد پارچه بافی دوره ساسانی می نویسد "بسیاری از موضوع های روی بافندگی شکوهمند این دوره بعد از سلسله ساسانی با اندکی وقفه در سده های 1و2 هجری مجددا با جانی تازه به حرکت خود ادامه داده و مجموعه تصویر شناسی و نقوش عصر ساسانی در هنر اسلامی زنده شد . بافته هائی که از دوره آل بویه بدست آمده نشان میدهد که ایرانیان سنتهای دو.ره ساسانی را فراموش نکرده و صورت جانوران و پرندگان ، انسان و گیاهان که از آداب و آئین کهن آنها نشات میگرفت ترک نکردند و روحیه هنری خود را حفظ کردند . بر روی پارچه های ابریشمی سده 4و5 هجری بقا و دوام آثار آئینی ایرانیان پیش از اسلام مشهود است و این پارچه های ابریشمی به منزله اسناد مهمی در تاریخ فرهنگ بشمار می آیند و از لحاظ هنر بافندگی و طرح و بافت دارای کمال امتیازند که از جمله می توان به نقش عقابهای دو سر با شاخهای بز کوهی و نقش شاه بالدار بر روی سینه پرنده و نقش شیر و طاووس در دو طرف درخت زندگی اشاره کرد که همانند نقوش بافته های ساسانی در دایره ای محدود شده است (پوپ: هنر ایران لوحه 77 ص 116 )         

همچنین می توان به نقش سیمرغها در مقابل درخت زندگی د ردایره نمونه دیگری از پارچه های دوره آل بویه اشاره کرد (پوپ شاهکارها لوحه 76 ص 115).       

 

  طرح و نقش پارچه های ساسانی  در نقاشی های دیواری ماوراء النهر

فصل دوم:

 

طرح و نقش پارچه های ساسانی درنقاشیهای دیواری ماوراء النهر

 

حفاریهای باستان شناسی اواسط قرن بیستم در ناحیه ماوراء النهر (سغد، بلخ وخوارزم)

مواد فرهنگی فراوانی را از دوره های مختلف ( پیش از تاریخ ،دوران تاریخی و دوران اسلامی ) فراهم ساخت . یکی از یافته های باستان شناسی در این ناحیه، نقاشیهای دیواری است که از چند محوطه باستانی آن بدست آمده و متعلق به سده ششم تا هشتم میلادی است . این نقاشی ها بدلیل داشتن طرحها و نقوش البسه دوره ساسانی واجد اهمیت فراوان می باشند،که متاسفانه تا کنون در منابع فارسی کمتر به آنها پرداخته شده است و در این فصل سعی میشود،چند نمونه از این نقاشی ها، طرحها و نقشهای البسه و پارچه های این نقاشی ها معرفی گردد .

 

عروس فیل سوار: 

در این تصویر فیل سفیدی در حرکت است و دختری از سرزمین چغانیان به عنوان عروس سمرقند (ورگومن) بر روی آن سوار است . در این صحنه بجز فیل ، بقیه تصویر از بین رفته است ، تنها اثر قابل توجهی که از این تصویر بجا مانده ، پارچه مدوری است که بر روی فیل قرار دارد ، در متن این پارچه قسمت هایی از دو قاب دیده می شود ، که در متن یکی از آنها ، موجود بالداری شبیه شیر نقاشی شده است. در بین قابها گل و بوته ها به هم پیوسته نقاشی شده است .پارچه دارای دو حاشیه است،حاشیه داخلی دارای طرحی شبیه پیچک است و حاشیه بیرونی مانند قالی ریشه دار است.

 

 

 

ایلچی اسب سوار حامل پیام:

لباس این ایلچی طرح دار است . روی بازو سینه و قسمت پائین لباس او مرغهای آبی دیده میشود که در ردیفهای زیگزاگی و در جهت مخالف هم در حرکتند . این پرنده ها دارای روبان مواج و گردنبندی درمنقاردارند . نقش سر آستین و حاشیه پائین لباس را قوچ تشکیل می دهد . بر روی این اسب پارچه طرحداری قرار دارد ، که این ایلچی بر روی آن نشسته این پارچه دارای نقش اسب بالدار در درون قاب است .

 

 

                                                         

 

                                                   

 

اسب سواران علم بدست:    

در تصویر دو نفر مرد علم بدست دیده میشود . این دو نفر نیز لباسهای طرح دار پوشیده اند ،که در متن لباسهای آنها نقش قوچ بدون قاب و طاووس های درون قاب طرح شده است . بر پشت این دو نفر دو قطعه پارچه دیده می شود که از قسمت جلو به پشت انداخته شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه نفر در حال نوشیدن :

در این تصویرسه نفر مرد را نشان میدهد که بر روی مفروشی نشسته اند و در حال نوشیدن هستند . این سه نفر لباسهای بلند و طرحدار به تن دارند . بر روی لباس دو نفر از آنها گلهای پٌرپربا دایره مرکزی دیده میشود و بر روی لباس نفرسمت راست دوایرحاشیه مروارید نشان نقش شده است .

 

 

 

فصل سوم  

 

 

معرفی و طبقه بندی پارچه های

ساسانی بر اساس نقوش آنها

 

 

 

 

فصل سوم:

 

معرفی و طبقه بندی پارچه های ساسانی بر اساس نقوش آنها

 

الف: نقش حیوانی

 

1-   پارچه با نقش قوچ:

 جنس:  ؟ 

محل کشف:گورستان زیرزمینی   آنتی نوئه مصر

قدمت: سده های 6-7 میلادی

محل نگهداری :؟

محل بافت : ایران

رنگ: ؟

شرح: نقش اصلی این قطعه پارچه را یک قوچ با دوشاخ بلندوخمیده تشکیل میدهد

این قوچ یک گردنبند مروارید نشان و ربانی مواج که از پشت گردن به گردنبند متصل است بر گردن دارد ، این قوچ در متن یک قاب که پیرامون آنرا ردیفی از دایره های کوچک تشکیل می دهد ، نقش شده است.

 

 

 

 

 

 

قسمتی از یک پارچه با نقش قوچ:

 

جنس : پشم و پنبه

محل کشف : ؟

قدمت : سده 7 یا 8 میلادی

محل نگهداری: موزه متروپولیتن

محل بافت : ایران یا مصر

رنگ : قرمز یا سفید (زمینه) ، آبی ، زرد، سبز و قهوه ای

شرح : در قطعه پارچه ، قوچی با روبان مواج و گردنبند دیده می شود .

 

 

 

 

ب: پارچه با نقش پرنده و گل (نخل)

جنس : ابریشم

محل کشف : ؟

قدمت : سده 6 تا 8 میلادی

محل بافت : ایران

محل نگهداری : موزه دولتی برلین

رنگ : آبی تیره(زمینه) ، قرمز تیره ، سبز روشن و زرد .

شرح : این طرح دارای ترتیب شبکه ای مورب لوزی شکل است که درون هر کدام از لوزی ها یک مرغابی و گل قرار دارد .

 

 

 

ج: سایر نقوش

جنس : ابریشم زربافت

محل کشف :آستانا

قدمت :سده 7 یا 8 میلادی

محل بافت :ترکستان

محل نگهداری :؟

رنگ :؟

شرح :در این قطعه پارچه چهار قاب بیضی شکل دیده میشود . در متن قابها دو فیل ، دو اسب بالذار و دو پرنده نقش شده است . در حد فاصل قابها 4 مرد در حال مبارزه دیده می شوند . در سطح پیرامون بیضی ها دو گل هشت پر به طرح گلهای هشت پر طاق بستان دیده می شود .

!! نوشته شده توسط کیارش کیانمهر | 1:0 PM | 86/03/22

RSS